زمینه های بدبینی و یأسِ فلسفی در اندیشه و آثار میرزاده ی عشقی
نویسندگان
1 دانش آموخته مقطع دکتری رشته ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسیِ دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی
doi
چکیده
شکلِ مفرطِ بدبینی و یأس در ساحتِ عقلی و عاطفیِ روشنفکران که آن را یأسِ فلسفی می خوانند، پدیده ای رایج در اندیشه و آثارِ شاعران و روشنفکرانِ ایران در سده ی بیستم است که در گذار از نظامِ سنّتی به جامعه ی متجدّد و قانون مدار کوشیدند و در راهِ آرمان های خود شکست های سختی را نیز تجربه کردند. از آن میان میرزاده ی عشقی یکی از شاعرانِ تندخو و کنشگرانِ بالفعلِ سیاسی است که عمرِ کوتاهِ خود را در مبارزه با استبدادِ سنّتی و ستیز با باطل گذراند و سرانجام جان باخت. درون مایه ی اصلی ِ آثار و اشعارِ عشقی اعتراض و انتقادِ آتشین با صبغه ی بدبینی و یأسِ فلسفی متأثّر از روحیاتِ شخصی و سیاست پیشگی و روزنامه نگاریِ او و شکست های سیاسی و اجتماعیِ جامعه ی ایران است، که در سروده ها، مقالات، نمایش نامه های منظوم و دیگر تجربه های شعری او بازتاب یافته است.