شناسایی تجربۀ زیسته، دیدگاهها، دلایل و انگیزههای مردم از مشارکت در بهسازی و نوسازی بافت فرسودۀ شهری
نویسندگان
1 دکتری گروه جامعه شناسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران. (نویسنده مسؤول)
2 استاد گروه جامعه شناسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3 استاد گروه علوم اجتماعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
4 استادیار گروه جامعه شناسی، واحد رودهن، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
10.30495/uss.2023.706858چکیده
بافتهای فرسوده که زمانی محور تمرکز جمعیت و اقتصاد بودند امروزه به نقاطی کمبازده در تعاملات اجتماعی و اقتصادی تبدیل شدهاند که نیازمند مداخله برای بهسازی و نوسازی هستند. در پژوهش حاضر، باهدف شناسایی تجربۀ زیسته، دیدگاهها، دلایل و انگیزههای مردم از مشارکت در بهسازی و نوسازی در 4 منطقه از شهر تهران (مناطق 10، 11، 12 و 17) که بیشترین سهم از بافت فرسوده را دارند تدوین شد. روش تحقیق کیفی- کمی (پرسشنامه و مصاحبه) با بهرهگیری از رهیافت توصیفی–تحلیلی است. در ساحت کمی از روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چندمرحلهای استفاده شد و با روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای و فرمول کوکران حجم نمونه 368 نفر تعیین شد و در ساحت کیفی جهت فهم تجربۀ زیستۀ ساکنین بافت و توصیف آن از روش گراندد تئوری که دارای ویژگیهای منحصر به فرد بوده و زمینهساز شکلگیری نگاه متفاوت و جدید در بررسی موضوعات جامعهشناسی شهری میگردد و از سویی در تحقیقات و تجارب داخلی مغفول مانده استفاده شد، لذا با بهرهگیری از این روش و نمونهگیری هدفمند تا رسیدن به مرحله اشباع نظری 15 نفر جمعیت پژوهشی تعیین گردید. یافتههای پژوهش گویای آن است که عوامل مؤثر بر مشارکت مردمی از قبیل اعتمادسازی، تمایل به مشارکت و امکانات و خدمات در ساماندهی محلات فرسوده شهر تهران نقش مؤثری داشته، بهگونهای که در ساحت کمی، از مجموع 368 پاسخدهنده بیشترین سهم مشارکتی در گروه سنی بین 30 تا 50 سال (76 درصد) و با اکثریت جنسیتی مردان (89 درصد) بود. بر اساس نظریات کنش و مشارکت بالاتر بودن سطح مشارکت مردان برخاسته از ساختارهای فرهنگی سنتی ساکنین مبنی بر حذف و یا کمرنگ بودن نقش زنان است که بالتبع ضمن عدمآگاهی به طور مستقیم بر سطح مشارکت آنها اثرگذار است. میانگین میزان مشارکت، آگاهی و اطلاعرسانی و توانمندسازی پاسخدهندگان به ترتیب 2.10و 2.27 و 2.35 است که از حد وسط طیف لیکرت (3) کمتر است که این میزان از عدم کارآمدی و هدفگذاری برنامههای توسعه پنجم وششم است. در بخش ساحت کیفی، میزان مشارکت ساکنین قدیمی به دلیل بیشتر بودن تجربۀ زیسته از سکونت در محلات و دارابودن حس تعلق بیشتر به دلیل مالکیت بر املاک تجاری و مسکونی انتخاب شدند، زیرا اشراف جامعتری از فرایند اجرای برنامهها در این محلات دارند. احصاء نظرات و یافتهها نشان داد بدون در نظر گرفتن نقش و سهم مشارکتی ساکنین بافت در بهسازی و نوسازی نمیتوان امید چندانی به اثربخشی فعالیت برنامهها داشت.