قدرت مدیرعامل، مالکیت خانوادگی و حقالزحمه حسابرسی: واکاوی نظریههای همسویی و سنگربندی
نویسندگان
1 استادیار گروه حسابداری، موسسه آموزش عالی گلستان، گرگان، ایران.
2 کارشناسی ارشد حسابداری، حسابرس مؤسسه بهداد حساب آریا، تهران، ایران
3 کارشناسی ارشد حسابداری، ,واحد بندر گز،دانشگاه آزاد اسلامی، بندرگز، ایران
4 کارشناسی ارشد حسابداری، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران
doi
10.22054/qjma.2021.52432.2154چکیده
بر اساس نظریههای همسویی و سنگربندی، قدرت مدیرعامل شرکت ممکن است از طریق افزایش کیفیت سود و کاهش ریسک حسابرسی منجر به کاهش حقالزحمه حسابرسی شود، یا از طریق مدیریت سود فرصت طلبانه و گزارشگری مالی متقلبانه منجر به افزایش مشکلات نمایندگی و ریسک حسابرسی و در نهایت افزایش حقالزحمه حسابرسی گردد. از این رو هدف پژوهش حاضر، بررسی رابطه قدرت مدیرعامل و حقالزحمه حسابرسی و مطالعه اثر تعدیلکنندگی مالکیت خانوادگی بر این رابطه با توجه به نظریههای همسویی و سنگربندی میباشد. برای آزمون فرضیههای پژوهش از اطلاعات مالی 88 شرکت پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران در فاصله زمانی بین سالهای 1391 تا 1398 استفاده شده است. نتایج حاصل از آزمونهای آماری پژوهش نشان میدهد که بین قدرت مدیرعامل و حقالزحمه حسابرسی رابطه منفی و معنادار وجود دارد. علاوه بر این، نتایج نشان داد، مالکیت خانوادگی نیز رابطه بین قدرت مدیرعامل و حقالزحمه حسابرسی را تعدیل و تشدید مینماید.