بررسی «داستان در داستان» در ادبیات ایران و آلمان (با تمرکز بر ریشههای شرقی آن)
نویسندگان
1 دانش آموخته مقطع دکتری دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران
2 استادیار زبان و ادبیات آلمانی دانشگاه تهران
doi
چکیده
با توجه و بررسی ادبیات ایران و آلمان مشاهده می شود که چارچوب داستان در داستان که روشی شرقی است و از راه ایران به ادبیات اروپایی راه یافته، در ایران و اروپا با هدف های مختلفی به کار برده شده است. در اروپا و به خصوص در آلمان، شیوه به کارگیری داستان در داستان گونة جدیدی در ادبیات داستانی را پدید آورد که در آغاز به عنوان یکی از ویژگیهای گونة ادبی نوول (رمان یا داستان) شناخته شد. نظریة شهباز (سمبل نقطة عطف یا چرخش داستان) که برای نوول ارائه شد، به عقیدة برخی از ادباء لازم دانسته شده است، ولی برخی دیگر از ادباء به آن چندان پایبند و معتقد نبودهاند. روش داستان در داستان با اهداف گوناگونی به کار برده شده است. در ادبیات ایرانی، نویسندگان این گونه داستانها با به کارگیری روش داستان در داستان، بیشتر قصد روان درمانی فرد روان پریش را دنبال می کردند؛ در صورتی که نویسندگان آلمانی هدف دیگری را مد نظر داشتهاند که با هدف نویسندگان ایرانی در کاربرد این روش تا اندازهای متفاوت است. این تفاوت در دوره های مختلف ادبی اروپا نیز از یکدیگر متمایزند. در این مقاله ابتداء ویژگی ها و تفاوت های به کارگیری شیوه داستان در داستان و سپس با ارائه چند مثال از ادبیات ایران و آلمان، ریشه های شرقی و نیز علل و اهداف کاربرد این مقوله مورد نقد و بررسی قرار می گیرد.