تحلیل جامعه‌شناختی عوامل جذب‌کننده و بازدارنده دولت در مشارکت اجتماعی شهروندان برای پایداری محیط‌زیست شهری

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری جامعه شناسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

2 گروه جامعه شناسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

3 گروه جامعه‌شناسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران. (نویسنده مسئول).

4 گروه علوم اجتماعی، واحد گرمسار، دانشگاه آزاد اسلامی، گرمسار، ایران.

doi
10.71547/urb.2025.1199380
چکیده

هدف : پژوهش حاضر، بررسی نقش عوامل جذب‌کننده و یا دفع‌کننده دولت در مشارکت اجتماعی شهروندان برای حفظ محیط‌زیست شهری است. با توجه به روند فزاینده شهرنشینی و پیچیدگی مسائل زیست‌محیطی در کلان‌شهرها، ضرورت مطالعه علمی در این حوزه بیش از پیش احساس می‌شود. روش­شناسی پژوهش: این پژوهش با رویکرد کیفی و مبتنی بر نظریه داده‌بنیاد انجام شده است. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های عمیق و نیمه‌ساختاریافته با ۲۴ نفر از صاحب‌نظران و متخصصان حوزه محیط‌زیست شهری گردآوری شد. مشارکت‌کنندگان به‌صورت هدفمند انتخاب شدند و نمونه‌گیری تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده‌ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت. یافته‌ها: یافته‌های پژوهش نشان داد که پدیده محوری «اضمحلال کارکردی» در مدیریت محیط‌زیست شهری، ناشی از اقدامات ناکارآمد، غیرکارشناسی و مقطعی دولت است؛ به‌گونه‌ای که این اقدامات نه‌تنها به بهبود وضعیت محیط‌زیست منجر نشده، بلکه موجب کاهش مشارکت اجتماعی، تضعیف سرمایه اجتماعی و احساس تعلق شهروندان به منابع و ثروت‌های ملی شده است. همچنین، یافته‌ها بیانگر آن است که نقش دولت در آسیب به محیط‌زیست شهری، چه از طریق اعطای امتیاز به بخش خصوصی و چه در زمینه ضعف مدیریت و نظارت، بیش از نقش شهروندان بوده است. اصالت / ارزش‌افزوده علمی: بازنگری در سیاست‌های مدیریت شهری با تأکید بر مشارکت واقعی شهروندان، شفافیت، پاسخگویی و تقویت سرمایه اجتماعی، پیش‌نیاز تحقق توسعه پایدار و حفاظت از محیط‌زیست شهری است .