نمادپردازی در شعر شفیعی کدکنی

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شرق

doi
چکیده

نماد در اصطلاح ادبی یک پدیده‌ی زبانی است که بر معنایی مشخّص دلالت نمی‌کند بلکه زمینه‌ی خلق مفهومی را در ذهن خواننده ایجاد می‎کند. نمادپردازی هر چند در ادبیات کلاسیک فارسی بویژه ادب عرفانی رایج بوده است امّا شاعران نوپرداز معاصر توجّه بیشتر و جدّی‌تری به آن داشته‌اند به‌گونه‌ای که جریان سمبولیسم غنی‌ترین شاخه‌ی شعر معاصر شناخته می‌شود. علّت این امر یکی اوضاع سیاسی اجتماعی جامعه است و دیگر خاصیت چند معنایی و تاویل‌پذیری نماد است که خواننده را در کشف معنی سهیم می‌کند و به این شکل بر ارزش هنری اثر و التذاذ از آن می‌افزاید. شفیعی‌کدکنی از جمله شاعران معاصر است که با رویکرد اجتماعی و انسانی، نمادهای فراوانی را در شعرهایش به کار برده‌است. در این مقاله برای تبیین جایگاه نماد در شعر شفیعی‌کدکنی و شیوه‌ی نمادپردازی وی، پس از مطالعه‌ی شعرها و شناسایی و استخراج نمادها، آن‌‌ها را در سه دسته‎ی نمادهای خُرد، کلان و اندامیک طبقه‌بندی و تحلیل کرده‌ایم. نتیجه‌ی این بررسی و تحلیل نشان می‌دهد که شفیعی‌کدکنی معمولاً نمادها را از طبیعت یا اسطوره‌ها می‌گیرد و برای مفاهیم و اندیشه‌های اجتماعی و انسانی و گاه فلسفی به کار می‌برد و علاوه بر استفاده از نمادهای مرسوم در سنّت ادبی، نمادهایی را خودش ابداع می‌کند.