بهینه‌سازی شرایط استفاده از سموم به منظور مدیریت شدت بیماری‌زایی قارچ Rhizoctonia solani در کاهو

نویسندگان

1 گروه بیماری شناسی گیاهی، واحد ورامین-پیشوا، دانشگاه آزاد اسلامی، ورامین، ایران

2 دانشیار، گروه بیماری شناسی گیاهی، واحد ورامین-پیشوا، دانشگاه آزاد اسلامی، ورامین، ایران

3 گروه گیاهپزشکی، دانشکده کشاورزی، واحد ورامین-پیشوا، دانشگاه آزاد اسلامی

doi
چکیده

قارچ Rhizoctonia solani Kühn به‌عنوان یکی از عوامل بیماری‌زای خاکزاد خسارت‌زا، موجب بروز بیماری پوسیدگی طوقه و ریشه در بسیاری از محصولات کشاورزی از جمله کاهو ( Lactuca sativa L.) می‌گردد. کنترل این قارچ به‌دلیل گستره میزبانی بالا و بقای طولانی در خاک، همواره با چالش‌های فراوانی همراه بوده است. در این پژوهش، برای مدلسازی و بهینه‌سازی شدت بیماری‌زایی قارچ R. solani در کاهو، از روش سطح پاسخ (RSM) در قالب طرح مرکب مرکزی (CCD) استفاده شد. هدف، تعیین شرایط بهینه مصرف سه نوع قارچ‌کش شامل یک قارچ‌کش شیمیایی (کاربندازیم) و دو فرآورده زیستی (پارس باسیل حاوی Bacillus velezensis و تریکومیکس HV حاوی Trichoderma harzianum ) بر شدت بیماری‌زایی دو جدایه متفاوت (B و C) از قارچ R. solani در شرایط مزرعه‌ای در شهرستان ورامین بود. نتایج نشان دهنده تفاوت معنی­دار در شدت بیماری‌زایی میان جدایه‌ها بود؛ جدایه B نسبت به تیمار­ها مقاومت بیشتری نشان داد. در حالی‌که جدایه C به‌طور معنی‌داری نسبت به کاربندازیم حساس‌تر بود. استفاده از قارچ‌کش‌های زیستی تأثیر محافظتی قابل توجهی بر گیاه به‌ویژه در مراحل ابتدایی رشد نشان دادند. همچنین نتایج مدلسازی نشان داد که مدل آماری از برازش مطلوبی برخوردار بوده و قادر به پیش‌بینی دقیق شدت بیماری‌زایی است. بهینه‌سازی مدل نشان داد که بیشترین کارایی کاربندازیم در دز ۳ در هزار و سه نوبت کاربرد در ماه حاصل شد؛ در حالی­که برای قارچ‌کش‌های زیستی، دز ۲ در هزار در دو نوبت کاربرد، بهترین عملکرد پیشگیرانه را داشتند. به­طور کلی، نتایج تأیید کرد که انتخاب نوع قارچ‌کش، زمان و تعداد دفعات مصرف نقش کلیدی در مدیریت پایدار بیماری پوسیدگی طوقه در کاهو دارد.