سبک زبان و مطالعة نمود معنایی آن در شخصیت‌پردازی دو داستان از مثنوی معنوی براساس فرانقش‌های نظام گذرایی

نویسندگان

1 دانش‌آموخته در مقطع دکتری دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی

2 دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی

doi
چکیده

در این مقاله، پرسش اصلی، چگونگی تحقق سبک عرفانی و ویژگی‌های متمایز زبانی- معنایی براساس دستور نقش‌گرای هلیدی در مثنوی معنوی است. دریافت شگردهای مولانا در بیان امور معنوی و پیوند آن با تجربه‌های مادی و عینی می‌تواند ویژگی‌های بافت را تبیین کند. چگونگی گزینش شاعر از میان عناصر واژگانی و انتخاب خاص افعال بازنمود دنیای درونی و بیرونی او است. براین‌اساس، هدف اصلی پژوهش بررسی شخصیت‌های دو داستان از مثنوی معنوی با محوریت قراردادن شخصیت پیر با توجه به نظام گذرایی است. در هر داستان، پس از ارائة‌ بسامد فرایندهای مرتبط با هر شخصیت، ویژگی‌های زبانی و سبکی بافت مورد مطالعه به‌دست می‌آید؛ بنابراین، ابتدا ابیات مرتبط با طرح اصلی داستان و شخصیت‌ها تفکیک می‌شوند، سپس با مشخص‌کردن درصد و بسامد فرایندهای به‌کار رفته تحلیل کیفی در کنار فراوانی آماری و کمی قرار می‌گیرد. درنهایت، داستان‌ها در قیاس با هم تبیین می‌شوند. تجزیه و تحلیل داده‌ها نشان می‌دهد فراوانی هریک از فرایندها ابعادی از ویژگی‌های شخصیت‌ها را نمایش می‌دهد. فرایندهای ذهنی در داستان پیر چنگی با توجه به رؤیای صادقة پیر قابل توجه است. به‌کارگیری انواع فرایندها برای تعلیم موضوعات عرفانی و جایگاه پیر نشان می‌دهد القای نگرش مولوی با استفاده از فرایندهای گوناگون درون فرایندهای کلامی و گاه ذهنی ویژگی متمایز از سبک عرفانی را منعکس می‌سازد و برتری فرایند کلامی و شیوة ‌گفت‌وگو را از نظر شاعر این اثر جاودان القا می‌کند.