بررسی نظریههای روانشناختی مربوط به یادگیری در اخلاق ناصری (باتاکید بر نظریات بندورا و ثرندایک)
نویسندگان
1 استادیار دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
چکیده
مربیان ، معلمان و دستاندرکاران امر تعلیم و تربیت، به اصول و روشهایی نیاز دارند که با تکیۀ بر آنها به اهداف آموزشی و تربیتی مورد نظر خود دست یابند. اصول و روشهای مورد نظر اگرچه امروزه در کتب مربوط به این رشته تدوین شدهاند، اما در متون تعلیمی کلاسیک فارسی نیز پارهای از این اصول و روشها را میتوان استخراج و بررسی کرد و بر زوایای پنهان ادبیات کلاسیک ایران واقف گردید. بر همین اساس، نظریات بندورا و ثرندایک به عنوان یکی از مهمترین اصول و مبانی تعلیم و تربیت در اخلاق ناصری مورد بررسی قرار گرفت. هدف از این تحقیق استخراج اصول مربوط به یادگیری در اخلاق ناصری است. پژوهش حاضر درصدد پاسخگویی به این پرسش است که آیا نظریههای روانشناختی مربوط به یادگیری ( براسا نظریه های بندورا و ثراندایک) در اخلاق ناصری وجود دارد؟ در صورت مثبت بودن پاسخ، پربسامدترین نظریههای بندورا و ثرندایک در این اثر کدام است ؟ این پژوهش به روش توصیفی ـ تحلیلی در پی یافتن پاسخ این سوالات صورت گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که در کتاب اخلاق ناصری، و از میان این نظریهها، نظریۀ یادگیری مشاهده ایُ آمادگی، تمرین و آمایه بیشترین بسامد را دارند.