ارزیابی تأثیر توسعۀ معماری میانافزا بر مشارکت اجتماعی شهروندان در بافتهای تاریخی (مطالعۀ موردی: گذر تاریخی محمدیۀ شهر قزوین
نویسندگان
1 دانش آموخته ی کارشناسی ارشد مهندسی معماری دانشگاه آزاد اسلامی واحد قزوین
2 دانشیار گروه معماری، دانشکدۀ معماری و شهرسازی، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین، ایران
doi
چکیده
توسعۀ معماری میان افزا با پرداختن به توسعه در درون و بازتوسعۀ محدوده، بااستفاده از پتانسیل های آن (مانند تاریخی بودن) سعی در بهره برداری از زمین های بلااستفاده و فرسوده در بافت شهری، از طریق خلق و یا بازسازی فضا، جهت جلوگیری از خزش شهری و بهبود شرایط بافت داشته و در شهرهایی نظیر قزوین که دائما در حال افزایش جمعیت بوده و موانع طبیعی و مصنوعی سبب محدودیت جهات گسترش آن شده، مهم تر می نماید. چون توسعۀ معماری میان افزا، میان بافت و در ارتباط مستقیم با جامعه شکل می گیرد، مشارکت اجتماعی به معنای فعالیت های ارادی افراد جهت ارتقاء حیات اجتماعی خود، به عنوان پتانسیلی در تمامی مراحل توسعه مدنظر قرار می گیرد. هدف اصلی این پژوهش پرداختن به بیان چگونگی رابطۀ میان دو متغیر فوق بااستفاده از روش تحقیق همبستگی می باشد. پس از مطالعات کتابخانه ای و تحقیقات میدانی، شاخص ها، مؤلفه ها و گویه هایی برای متغیرها تبیین، مدلی مفهومی جهت توجیه همبستگی آن ها ارائه و مطابق آن پرسشنامه ای تدوین و توزیع شد که با استفاده ازضریب آلفای کرونباخ، میزان پایایی آن تعیین و با استفاده از روش SPSS، ضریب پیرسون معادل 0.830 (نشان از همبستگی بالا و مثبت متغیرها) و ضریب معناداری معادل 0.000 (نشان از رابطه ای معنادار میان متغیرها)، محاسبه شد. نتیجۀ این پژوهش بیان می دارد که مفهوم توسعۀ معماری میان افزا با هدف تأمین نیازهای همه جانبۀ کاربران و با توجه به پتانسیل های موجود در محل، سبب ایجاد اعتماد و ارتقاء حس رضایت در افراد و نتیجتا منجر به گسترش همکاری و استفاده از توانایی های بالقوۀ آنان شده و افزایش مشارکت اجتماعی را در تمامی مراحل سبب می شود.