تحلیل گفتمان شعر اعتراض در شعر مهدی اخوان ثالث (بر پایه تحلیل گفتمان لاکلائو و موفه)
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد نیشابور
doi
چکیده
مطالعه و تحلیل گفتمان اعتراضی شعر معاصر به ویژه با تکیه بر شعر شاعری چون اخوان ثالث حاکی از وحدت نظام مفهـومی و مضمونی اشعار، تعهد نسبت به مردم، جامعه و کاربرد مشترک شعر در مسیر بر افراشتن ندای مردم است. در شعر اخوان بنمایههای اعتراضی در قالب نوعی نگرش یأسآلود ظاهر میشود. اخوان گمان میکرد تنها راه نجات، پناه بردن به یک سلوک آیینی اصیل است. در نتیجه شعر او میثاقی از نداهای خاموش و معترضانه با امر سیاسی در شکل یک رستگاری اجتماعی بود. در تحقیق حاضر تلاش بر این است تا بر اساس روش توصیفی-تحلیلی، به مطالعه گفتمان اعتراض در شعر اخوان ثالث بپردازیم. در واقع مساله اصلی بازشناسی عناصر قوامبخش و حیاتی یک گفتمان غالب و مسلط در جامعه ایرانی بر پایه شناخت و تجزیه و تحلیل نوع و نمودار قدرت رسمی است. گفتمانی که زبان، قدرت و ایدئولوژی تازهای را بر اساس الگوهای اعتراضی شاعرانه طرح میکند. از نظر لاکلائو و موفه همه چیز به ویژه امر سیاسی و اجتماعی در قالب گفتمانها معنا و مفهوم پیدا میکند. با بهرهگیری از نظریه لاکلائو و موفه در تحقیق حاضر این امر اثبات میگردد که که شعر اخوان ثالث با بنمایههای اعتراضی و آزادیخواهانهاش، گفتمان هویتی تازهای را در برابر گفتمان و ایدئولوژی غالب سیاسی دوران پهلوی دوم علم میکند. اخوان ثالث با دال مرکزی ایران، دالهای شناوری چون میهندوستی، دفاع از آزادی و عدالت، اعتراض علیه استبداد و ظلم و نیز احیای مکاتب آیینی و مذهبی تازه، مفصلبندی جدید ایجاد میکند.