تفاوت همبومپنداری از دیدگاه دیوید هرمن با همذاتپنداری در روایتشناسی
نویسندگان
1 دانشجو ی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز ی
2 استادیار دانشگاه پیام نور تهران جنوب
doi
چکیده
بهترین ابزار برای پاسخ به این پرسش که ما چگونه ذهن خود را درگیر خلق معنا در داستانها میکنیم زبانشناسی شناختی است. روایتشناسی شناختی در مقام مطالعه جنبههای مرتبط به ذهن در عمل قصهگویی حیطهی گسترده را شامل میشود. دیوید هرمن عنصر همبومپنداری را یکی از عناصر بنیادین روایت میداند. وی همبومپنداری را این گونه تعریف میکند: بازنمود روایی، با برجستهسازی تأثیر رویدادهای داستان بر ذهن اشخاص حقیقی یا خیالی؛ تجربه زیستن در جریان داستان را به خواننده القا میکند. وی عنصر همبومپنداری را در کنار سه عنصر واقعشدگی، توالی رویدادها و جهانپردازی مطرح میکند و معتقد است که مطالعه عنصر همبومپنداری اگر متوجه یافتههای اخیر درباره ماهیت شعور – و البته متکی به پیشینه روایتپژوهی – باشد به نتایج بهتری خواهد انجامید. همذاتپنداری اینگونه تعریف میشود: خود را جای دیگری قرار دادن. بریس گوت میگوید: وقتی من با کاراکتری همذاتپنداری میکنم هویت خودم را با هویت او ادغام میکنم. حال این سؤال پیش میآید که تفاوت همبومپنداری با همذاتپنداری در روایت شناسی چیست؟ ما در این مقاله به ارائه پاسخ این پرسش میپردازیم. و به این پاسخ میرسیم که همذات پنداری تلاشی است که مخاطب میکند برای قرار دادن خود در جایگاه شخصیتی در داستان و ایجاد ارتباط نزدیک با وی، و همبوم-پنداری تلاشی است که نویسنده میکند برای ایجاد فضایی، که تجربه زیستن در فضای داستان را هرچه بهتر بتواند به خواننده القا کند.پژوهش حاضر به شیوه پژوهشِ توصیفی - تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانهای انجام شده است.