مقایسه ای میان دو داستان هنگام اثر مندنی‌پور و پیرمرد فرتوت با بال های عظیم اثر مارکز

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اسلامشهر، اسلامشهر، ایران

2 کارشناس ارشد ادبیات فارسی- دانشگاه آزاد اسلامی- واحد اسلامشهر. ایران

3 مدرس دانشگاه آزاد اسلامی- واحد اسلامشهر. ایران

doi
چکیده

رئالیسم جادویی گاه به عنوان یک طرز داستان نویسی تاریخی ـ سیاسی نگر و پسااستعماری و گاه به عنوان شیوه ای مرکب از دید و شگرد خاص ادبی و نیز به منزله ی سبکی منحصراً محلی ـ منطقه ای شناخته می شود. چنانکه از پیشینه ی پژوهش پیداست، معمولاً وجود برخی مؤلفه ها اثبات رئالیسم جادویی را در یک اثر امکان پذیر می سازد. نقش و اهمیت متفاوت این مؤلفه ها، دیدگاه محققان را در باره ی اصلی و فرعی بودن هر یک از آنها و نیز شمار هرکدام تفاوت بخشیده است. مؤلفه‌های سبک رئالیسم جادویی به انواع مختلف بررسی شده است و بیش و کم آنچه مورد توافق و اجماع محققان است تلفیقی از شگرد های خیال پردازی و حقایق زندگی است. با توجه به هدف مقایسه‌ای نوشتار حاضر کاربرد مشترک برخی از این موارد به گونه ای محدود، نزدیکی دو اثر ، هنگام و پیرمرد فرتوت با بالهای عظیم به ترتیب نوشته‌ی شهریار مندنی پور و گابریل گارسیا مارکز را نشان می‌دهد. نوشتار کنونی یک بررسی محتوایی – ساختی است و مؤلفه‌های همسان در دو داستان را شناسایی و توصیف می کند.