شگردهای پستمدرنیسم در رمان همنوایی شبانه ارکستر چوبها براساس نظریه برایان مکهیل
نویسندگان
1 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی
2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشکده ادبیات و زبان های خارجی دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی
3 استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران جنوب
doi
چکیده
نظریههای پستمدرنیستی به دو گروه عمده تقسیم شدهاند. گروه نخست نظریههای کسانی مانند بری لوئیس، پیتر والن و دیوید لاج را در برمیگیرد که فهرستی از مؤلفههای سبکی متمایزکننده نگارش پسامدرنیستی (عدم قطعیت، پارانویا، بی نظمی زمانی و...) ارائه میکنند. درگروه دوم، شاخصترین نظریه را برایان مکهیل مطرح کرده است که برای تبیین پسامدرنیسم از مفهوم"عنصر غالب" در فرمالیسم روسی مدد میگیرد و مشخصه پسامدرنیسم را وجودشناسی (در تباین با معرفتشناسی که عنصر غالب مدرنیسم است) میداند. در راستای تحقق این هدف، ابتدا شگردها و مؤلفههایی از رمان همنوایی شبانه ارکستر چوبها استخراج و در سه بخش عناصر داستان، مفهوم، شکل یا صورت مورد بررسی قرار میگیرد؛ سپس بر اساس نظریه غالب برایان مکهیل که ویژگی داستانهای پسامدرن را طرح مباحث هستیشناسانه میداند، مشخص میشود که این شگردها و مؤلفهها تا چه حد در برجسته کردن عناصر هستیشناسانه اثر نقش دارند. نتیجه نشان میدهد که این رمان، رمانی پیچیده و دشوار است که نویسنده به خوبی از تکنیک چندصدایی، عدم قطعیّت، حضور دو بعدی راوی، عدم انسجام ذهن و آشفتگی شخصیتها و... به بهترین شکل بهره گرفته و رمان خود را در کنار آثار پستمدرن قرار داده است.