بررسی و مقایسه عنصر « زمان » از دیدگاه جرالد پرینس و ژرار ژنت در دو داستان از هاروکی موراکامی ( بید نابینا، زن خفته ) و ( میمون شیناگاوا )
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی.
2 استادیار دانشگاه پیام نور تهران جنوب
doi
چکیده
یکی از مسائل مهمی که در نظریه ساختارگرایی به آن پرداخته شده، رابطه میان زمان و روایت و چگونگی تبلور زمان در روایت است و همچنین یکی از راه هایی که باعث عینی شدن این امر انتزاعی می شود، کنش روایت است. بر مبنای تحلیل ساختارگرایان، زمان که یکی از مؤلفه های اصلی پیشبرد هر روایت است، به همراه علییت، خط داستان را پیش می برد. جرالد پرینس (1942) و ژرار ژنت (2018 – 1930) دو نظریه پردازِ ساختارگرا، در ارتباط با زمان در روایت، دیدگاه هایی را بیان می دارند که این پژوهش به مقایسه این دو دیدگاه و بررسی آنها در دو داستان کوتاه بید نابینا، زن خفته و میمون شیناگاوا از هاروکی موراکامی می پردازد. نتیجه نشان می دهد که ژرار ژنت برای این که یکی از پیچیده ترین مفاهیم روایت شناسی، یعنی مسئله زمان را با الگوی ساده تری ارائه دهد فاصلة زمانی و مدت زمان روایتگری در دیدگاه پرینس را حذف کرده؛ مبحث سرعت روایت در دیدگاه پرینس را با دو مفهوم جداگانة تداوم و بسامد تعریف می کند. افزون بر آن ژنت با توجه به دیدگاه های نظریه پردازان دیگر در باب زمان، کارکرد آن و گونه های آن در روایت، نظریه های دیگر روایت شناسان را جرح و تعدیل کرده و تعریفی جامع تر و کامل تر را مطرح می کند. پژوهش حاضر به شیوه پژوهشِ توصیفی - تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای انجام شده است.