مرگ اندیشی گفتمانی در اشعار قیصر امین پور
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی و عرب، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی ، تهران، ایران.
doi
چکیده
مرگ را مي تـوان مـهمّ تـرين موضوع مشترک ميان انسان ها در تمام زمان ها، مکان ها و تنها رقيب زندگي دانست. بيان ماهيّت مرگ، نوعي نمایشِ نگرشِ افراد مختلف، به ماهیّت زندگی است. هیچ یک از شاعران از این دغدغه برکنار نبوده اند .لذا پرداختن به تفکرّات ادبا و شعرا، در این باره، در شناخت بهتر و آشنایی با دیدگاه فکری و معرفتی این شاعران مؤثر خواهد بود. برای رسیدن به این هدف باید به تحلیل متون و اشعار این شاعران پرداخت. یکی از روش های تحلیل متون، تحلیل گفتمان انتقادی است. که در آن به کشف نگرش نویسنده و شاعر در لابه لای اثرش می پردازند. از آنجا که ادبیّات و اجتماع رابطه ای دوسویه با هم دارند و تأثیرپذیری شعر معاصر از جامعه و تأثیر ادبیّات معاصر در شکلگیری بسیاری از تحولات اجتماعی – سیاسی امری اثبات شده است، در این پژوهش برآنیم تا تأثیر جامعه را در مرگ اندیشی شاعر و بازتاب آن در آثارش بررسی کنیم. از میان شاعران معاصر، قیصر امینپور مسائل اجتماعی و سیاسیِ مهمِ هر دوره را به صورت صریح و با لحن متناسب در شعرش بیان کرده است و همین موضوع ما را وارد قلمرو تحلیل گفتمان آثارش می کند. به ترتیب در این پژوهش با به کارگیری سطح تبیین در تحلیل گفتمان انتقادی در پی اثبات فراز و نشیب های مرگ اندیشی شاعر در دوره های مختلف شعری اش هستیم. به نظر می رسد نگرش او به مرگ که نگاه به زندگی را هم در خود دارد، در دوره های مختلف زندگی اش تغییر کرده است.