تحلیل و بررسی غزل گفتار ایران (بر اساس آثار آرش آذرپیک)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی،تهران.ایران.

2 استادیار،‌‌ گروه ‌زبان ‌و ‌ادبیات ‌فارسی،‌ واحد‌ تهران مرکزی، دانشگاه‌ آزاد‌ اسلامی، ‌تهران، ‌ایران

3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران ، ایران.

doi
چکیده

«غزل گفتار» در شعر معاصر، جزو جریانهای پسا‌سیمینی به حساب می‌آید. غزل گفتار به لحاظ مضمون و فرم در ادبیات معاصر نوآور بوده و جایگاه خاص خود را به دست آورده است. این نوع نوشتار با هم‌افزایی قالب غزل و دکلماسیون طبیعی یعنی زبان گفتار، در اوزان سیمینی به کامیابی فراوانی در نزدیک کردن زبان غزل به دکلماسیون طبیعی زبان بدون درغلطیدن به ورطۀ عامیانه‌نویسی و محاوره‌نویسی، داشته است و تأثیر غزل روایی سیمین بهبهانی، با اصالت دادن به گفتگو و دیالوگ‌محور شدن شعر به وجود آمده است و به جای استفاده از مضامین تکراری و سوز و گدازهای عاشقانه_عارفانه، تصاویر ناب اندیشه و منِ انسانی_اجتماعی خود را دست مایۀ اصلی غزل گفتار ساخته و از این رهگذر، به هم‌افزایی، شعر (قالب غزل) و داستان رسیده است. با توجه به اینکه آذرپیک عناصر جوهری کلمه را می‌شناسد با ارتباط بی‌واسطه با آن‌ها، این عناصر را با مراقبۀ شناور هم‌افزا به سوی قالب غزل و عناصر داستان در غزلش به هم‌افزایی می‌رساند. در این نوشتار با مرور دو مجموعه «دوشیزه به عشق باز می‌گردد» و «لیلا زانا» شاخصه‌های شعر گفتار مورد بررسی قرار خواهد گرفت. نتیجه نشان می¬دهد دیالوگ¬های موجود در اشعار، بدون شکستن کلمات، مخفف¬سازی، ترکیب¬سازی پیچیده و عدم کاربرد آرایه¬ها، دکلماسیون طبیعی زبان را شکل داده است.