رابطۀ دین و اخلاق زناشویی مسیحی در داستانهای «سعادت زناشویی، آنّاکارنینا، سونات کرویتسر»، لئو تولستوی
نویسندگان
1 استادیار گروه الهیات ومعارف اسلامی گرایش ادیان وعرفان ، واحد گرگان، دانشگاه آزاد اسلامی، گرگان، ایران
2 دانشجوی دکتری گروه الهیات ومعارف اسلامی گرایش ادیان وعرفان،واحد گرگان،دانشگاه آزاد اسلامی،گرگان،ایران
3 استادیارگروه جامعه شناسی,واحد کردکوی،دانشگاه پیام نور،ایران
doi
چکیده
آثار لئوتولستوی نهتنها از شاهکارهای ادبیات جهان، بلکه آینهای تمامنما از تغییرات اجتماعی و فرهنگی زمان خود محسوب میشود که در روسیه تزاری رخداده است. ازنظر تولستوي، فقط براساس دین و اخلاق مسیحی ميتوان به سعادت دستیافت. تولستوی در داستانهای «سعادت زناشویی»، «آنّاکارنینا» و «سوناتکرویتسر» اين نوع سعادت را به خواننده نشان میدهد که در جريان تفكرات، شیوۀ زندگي و رفتار افراد كه براساس احكام مسيحيت است. او با به تصویر کشیدن ارزیابیهای متناقض از مفهوم ازدواج در آثار بعدی خود، نشان ميدهد که هدف اصلی یک مسیحی واقعی خدمت به خداست و انگیزۀ انکار ازدواج را به روش مسیحی تبيين ميكند. این پژوهش از لحاظ هدف، به بیان فرایند تغییر نگرش تولستوی دربارۀ آموزههای دینی آیین مسیحیت، ازدواج و نمود آن در آثار خود پرداخته است. این مقاله با استناد منابع کتابخانهای و روش توصیفی _ تحلیلی بررسی میشود. یافتههای پژوهش نشان میدهد تولستوی در دهۀ ۱۸۸۰ دستخوش انقلابی معنوی شد و دیدگاهش دربارۀ دین و اخلاق و ازدواج کاملاً تغییر کرد. با توجه به مطالعۀ آیین مسیحیت و تغییر نگرش او دربارۀ آموزههای مسیح، به او کمک کرد دریابد چه چیزی در اساس ایمان و زندگی نهفته است. در زندگی جدید متحول شد و برنامۀ مسیح را با قلب و اراده پذیرفت و همۀ انرژی خود را وقف پیگیری، توجیه و موعظه در آثارش نمود. در «سعادت زناشویی» خانواده ارزش اصلی کار اوست و اکنون در «آنّاکارنینا» کاملاً از ازدواج ناامید شده است. تولستوی افکار خود را در «سونات کرویتسر» مجسم میکند و سپس از بینش تدریجی خود نسبت به حقیقت روابط جنسی زن و مرد به انکار ازدواج پرداخته است و در خاتمه، تعصب اخلاقی خاصی را اعلام میکند.