روایت‌شناسی ترکیبی داستان «از کجا دارم تلفن می‌کنم» اثر ریموند کارور

نویسندگان

1 استادیار زبان و ادبیات فارسی، واحد علوم وتحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، واحد علوم وتحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

doi
چکیده

روایت­شناسی از شیوه­های تحلیل متن است که موجب رسیدن به معناهای نهفته در متن می­شود. هدف پژوهش حاضر بررسی داستان «از کجا دارم تلفن می‌کنم» اثر ریموند کارور، بر اساس نظریات روایت­شناسانی چون توماشوفسکی، ژنت و تودوروف است که به روش توصیفی-تحلیلی انجام گرفته­است. بازۀ زمانی داستان طولانیست. نویسنده فضای مرکز ترک­اعتیاد الکل را صحنۀ مرکزی داستان ثابت نگه می‌دارد. صدای روایت بدون تغییر در تمام داستان باقی می‌ماند. راوی یکی از شخصیت­های مرکز ترک اعتیاد است که علاوه‌بر روایت قسمت‌هایی از زندگی­اش، خاطرات شخصیت دیگری به نام جی.پی را نیز روایت می‌کند. در طول داستان جی.پی بر اعتیادش غلبه کرده و به زندگی عادی­اش بازمی­گردد. قصد راوی از روایت­کردن خاطرات او، درونی­کردن آنها برای خودش است، تا او نیز بتواند از اعتیاد به الکل نجات یابد. بنابراین کانونی‌سازی در داستان تغییر می‌کند. شخصیت کانونی‌ساز گاه راوی بی‌نام و گاه جی.پی است. با استفاده از الگوی پنج‌مرحله‌ای تودوروف می‌توان سه مقطع از زندگی جی.پی را تحلیل کرد. در هر ‌مقطع مشکلاتی تعادل زندگی جی.پی را برهم می‌زنند و همواره نیروهایی تعادل را به زندگیش بازمی­گردانند. جی.پی کودک در چاه افتاده و پدرش با بیرون کشیدن او تعادل را برقرار می­کند. جی.پی جوان بعد از اتمام دبیرستان، دچار رخوت و بی‌کاری شده و شخصیت راکسی با عشق‌‎ورزی و هم‌کاری با او، تعادل جدیدی را به‌وجود می‌آورد. اعتیاد به الکل، تعادل زندگی جی.پی بزرگسال را برهم زده و راوی بی‌نام با مرور خاطرات و عشق به راکسی دوباره تعادل جدیدی برقرار می­کند.