فهم تجربه زیسته زنان از فرآیند جامعه‌پذیری سیاسی در ایران

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری رشته علوم سیاسی گرایش جامعه‌شناسی سیاسی، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 دانشیار گروه علوم سیاسی و روابط بین الملل، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

3 استاد گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22059/ijsp.2023.92641
چکیده

پژوهش حاضر با هدف فهم تجربه زیسته زنان از فرآیند جامعه­پذیری سیاسی در ایران طراحی و اجراشده است. این پژوهش با اتکا به رویکرد روش­شناختی پدیدارشناسی در پی فهم ماهیت مسئله جامعه­پذیری سیاسی زنان در ایران برآمده است. در جمع‌آوری داده‌ها از تکنیک مصاحبه نیمه ­ساختاریافته و تعاملی استفاده شد و برای تحلیل داده­ها از روش کلایزی و همچنین اعتبار و پایایی مطالعه به روش پیشنهادی لینکلین و گوبا بررسی شد. جامعه هدف این مطالعه براساس نمونه­گیری گلوله برفی انتخاب شدند و با انجام 20 مصاحبه و برگزاری دو بحث گروهی با زنانی که تجربه کنشگری سیاسی را دارا بوده­اند؛ اشباع مفهومی و نظری حاصل شد. برای تحلیل اطلاعات در حین گردآوری داده­ها، مرحله به مرحله، کدگذاری توسط دو پژوهشگر انجام شده است تا ضریب خطای مفهوم­سازی کم شود. در این فرآیند در مرحله اول کدگذاری 111 کد شناسایی شد و پس از تجمیع و ترکیب کدها، 10 مضمون از قبیل «تعارض­های هویتی زنان، کلیشه­های جنسیتی، فرآیندهای آموزشی نابرابر، مردانه دانستن فضای سیاست، تبعی و در حاشیه بودن زنان در ساختار سیاسی و حزبی، ساختارهای تصمیم­گیری مردانه، فراگیر نبودن کنشگری سیاسی زنان، بی اعتمادی اجتماعی، خلا الگوی رفتار سیاسی زن، تناقض ساختارهای فرهنگی با عاملیت اجتماعی و فرهنگی زنان» شناسایی شد که در مجموع نشان­دهنده ضعف فرآیند جامعه­پذیری سیاسی زنان در ایران است.  استنباط مقاله این است؛ زنان در جامعه ایران به دلیل ضعف جامعه­پذیری سیاسی، در حاشیه نظام سیاسی قرار داشته­اند و نوعی طرد سیاسی برای آن‌ها برساخت شده است. به عبارت دیگر می­توان گفت شرایط امروز جامعه ایران  با یک پدیده­ای به نام زیست سیاسی متعارض زنانه مواجه است و همچنان چالش­ها و سردرگمی­هایی در حوزه زنان پابرجا مانده است.