از تأثیر تا تقابل : دگرخوانیهای خلاق حافظ از غزل های اوحدی مراغهای در آینۀ اضطراب تأثیر
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران،ایران
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران،ایران
3 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی،تهران،ایران
doi
چکیده
این مقاله به تحلیل نسبت بینامتنی غزلیات حافظ شیرازی با غزلیات اوحدی مراغهای بر اساس نظریۀ «اضطراب تأثیر» و «دگرخوانی خلاق» هارولد بلوم میپردازد. بلوم آفرینش شاعر متأخر را حاصل کشاکشی ستیزهجویانه با اقتدار متون پیشین میداند که از طریق شش میزان بازنگرانه صورت میگیرد. پژوهش حاضر با روش توصیفی–تحلیلی و با تکیه بر بررسی غزلهایی که حافظ در «زمین» مشترک با اوحدی سروده است، نشان میدهد که حافظ نه از مسیر تقلید، بلکه از طریق دگرخوانی خلاق، به استقلال سبکی و گفتمانی دست یافته است. تحلیل شواهد شعری نشان میدهد که حافظ با جابهجایی کانون معنا، بسط نمادها، تهیسازی قداست گفتار تعلیمی، فربهسازی موسیقی و بازیهای زبانی، و بازگرداندن شبحوار سنت، غزل عرفانی اوحدی را به افقی تازه منتقل میکند. نظریه بلوم همچنین دریچهای تازه برای فهم پویایی میراث شعری در ادب فارسی میگشاید. در سنت فارسی، تأثیر ادبی تنها باری روانی نیست، بلکه گفتوگویی فرهنگی میان نسلهاست. شاعر ایرانی برای تثبیت جایگاه خود ناچار است با گذشته وارد مکالمهای چندلایه شود - گاه در قالبِ تمجید، گاه در صورتِ طنز یا چالش. از این منظر، رابطهی حافظ با اوحدی مراغه ای و دیگر شاعرانِ همسبک، نماد کوچکی از تکامل شعر تغزلی فارسی است؛گفتوگویی میان تقلید و نوآوری، میان میراث و آزادی.نتایج پژوهش حاکی از آن است که عظمت حافظ در نفی سنّت پیشین نیست، بلکه در استحالۀ خلاق آن و تبدیل غزل از بیانی اخلاقی- تعلیمی به میدانی چندصدایی و پرتنش تحقق یافته است.