تأویل درونمایههای حماسی و غنایی در تنپوش نگارههای عهد اسلامی (واکاوی موردی: دوره سلجوقی «سفال»)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه (رشته) پژوهش هنر، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 استاد، گروه پژوهش هنر، واحد یزد، دانشگاه آزاد اسلامی، یزد، ایران
3 ، استاد، گروه معماری، واحد شیراز، دانشگاه آزاد اسلامی، شیراز، ایران.
4 دانشیار،گروه پژوهش هنر، واحد یزد، دانشگاه آزاد اسلامی، یزد، ایران.
doi
چکیده
ادبیات و هنر هر ملتی از پایههای اصلی و مهم فرهنگ هر قوم محسوب میشود که میتواند در شناخت آن بسیار مؤثر باشد. پیشینه هنر ایران نشان از آن دارد که یکی از بنیادیترین منابع الهام در آن، ادبیات غنی فارسی بوده و پیوسته ارتباطی تنگاتنگ میان این دو وجود داشته است؛ بدینسان که بخش عظیمی از آثار هنری در تبادلی پیوسته با ادبیات شکلگرفتهاند. در این راستا تلاش میشود با تمرکز بر منسوجات و تجزیهوتحلیل نقوش بکار برده شده بر البسه آنها با رویکرد کیفی، مضامین حماسی و غنایی را بررسی کرده و به این سؤال که: مضامین حماسی و غنایی تا چه اندازه در تنپوش سفالینههای عهد اسلامی دوره مذکور (سلجوقی) تبیین شده است؟ پاسخ داده شود. فرض بر آن است که، امکان وجود مفاهیم حماسی همچون: غلو و کثرت و اغراق و سادگی در نقوش سفالهای آن دوران بکار رفته باشد. نتایج بهدستآمده حاکی از آن است که ساختار نقوش بکار رفته بر روی سفالها برگرفته از مفاهیمی است که در آنها دیده میشود و لاینقطع پیوندی ناگسستنی میان شعر، شاعر و تصویرگری وجود دارد و تبیین عناصر بکار برده شده قطعاً در شیوه بازبینی آثار مؤثر است.