نقش میانجی خودشفقتی و حمایت اجتماعی ادراکشده در رابطه بین عملکرد جنسی باکیفیت زندگی در بیماران مبتلابه سرطان پستان (پس از جراحی ماستکتومی)
نویسندگان
1 استادیار، گروه روانشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تنکابن، تنکابن، ایران.
2 استادیار، گروه روانشناسی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تنکابن، تنکابن، ایران.
3 دانشجوی دکتری، رشته روانشناسی سلامت، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تنکابن، تنکابن، ایران
doi
10.30468/jsums.2025.7931.3152چکیده
زمینه و هدف: بیماران سرطانی باوجود درمانهای متعددی همچون ماستکتومی و درمانهای ترکیبی، با طیف گستردهای از مشکلات روانشناختی مواجه میشوند که کیفیت زندگی آنها را دچار اختلال میکند. پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش میانجی خودشفقتی و حمایت اجتماعی ادراکشده در رابطه بین عملکرد جنسی باکیفیت زندگی در بیماران مبتلابه سرطان پستان (پس از جراحی ماستکتومی) انجام شد. مواد و روشها: روش پژوهش، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری زنان مبتلابه سرطان سینه و ماستکتومی شده بودند که به بیمارستانهای شهرستان ساری و بابل جهت پیگیری درمان مراجعه کردند. حجم نمونه 480 نفر بهصورت هدفمند انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها پرسشنامه کیفیت زندگی، پرسشنامه عملکرد جنسی روزن و همکارانش، پرسشنامه حمایت اجتماعی ادراکشده زیمت و خودشفقتی رِیس بود. برای تجزیهوتحلیل اطلاعات بهدستآمده از مدل یابی معادلات رگرسیونی ساختاری و از نرمافزار SPSS-22 و Amose-23 استفاده شد. یافتهها: نتایج نشان داد که بین عملکرد جنسی باکیفیت زندگی در بیماران مبتلابه سرطان سینه رابطه مستقیم و معنادار وجود دارد. نتایج مدل معادلات ساختاری نشان داد بین عملکرد جنسی وکیفیتزندگی با میانجیگری حمایت اجتماعی ادراکشده و خودشفقتی رابطه غیرمستقیم معنادار وجود دارد. نتیجهگیری: جهت بهبود کیفیت زندگی زنان مبتلابه سرطان سینه پیشنهاد میشود جلسات گروهدرمانی برای این زنان در کنار خانواده و شریک جنسی آنها در نظر گرفته شود و همچنین آموزش مهارتهای مقابلهای و خودشفقتی به این زنان در کنار شیمیدرمانی و دارودرمانی داده شود.