نقش خاندانهای حکومتگر در دوره ساسانیان با تکیه بر آثار باستانشناسی
نویسندگان
1 استاد، گروه تاریخ، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران.
2 گروه تاریخ، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد ابهر، ابهر، ایران.
3 دانشآموخته دکتری تاریخ، گروه تاریخ، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد ابهر، ابهر، ایران.
4 گروه تاریخ، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد ابهر، ابهر، ایران.
doi
10.30495/peb.2023.1998038.1038چکیده
شاهنشاهی ساسانی نه تنها از نظر ساختار اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و دینی دارای ویژگیهای منحصر به فردی بود، بلکه از لحاظ شرایط جغرافیایی و وسعت قلمرویش نیز برجسته بود. بر طبق گزارشهای تاریخی، پس از سقوط اشکانیان و به قدرت رسیدن ساسانیان، تمام ساختار اجتماعی ـ سیاسی جامعه و نیز نظام خاندانی، بهعنوان یکی از نمادهای اصلی تداوم قدرت خاندانهای حکومتگر، به عصر ساسانی منتقل شد. طی دوران اشکانی و ساسانی، اداره تمام امور کشور در دست «هفت خاندان» بود. این خاندانها بهعنوان اصلیترین پایههای حفظ، پایداری و استمرار حاکمیت سیاسی در ایران محسوب میشدند. حوزه نفوذ سیاسی این خاندانها در دوران باستان بسیار گسترده و قابل توجه است، به نحوی که نه تنها در بسیاری از مواقع، عزل و نصب پادشاهان به دست آنها انجام می¬شد، بلکه گاهی تشکیل حکومت نیز توسط این خاندانها صورت می¬گرفت. پژوهش حاضر در صدد است، به بررسی نقش خاندان¬های حکومتگر در دوره¬ ساسانی بپردازد. آثار باستانشناسی و گزارشهای تاریخی مبنای این مطالعه بوده است. تاکنون پژوهش جامع و مستقلی دربارة خاندان¬های حکومتگر، جایگاه اجتماعی ـ سیاسی و تأثیرات آنها در تحولات دوره ساسانی انجام نشده است و لذا اطلاعات بسیار اندک و پراکندهای دربارة آنها و عملکردشان در دستگاه سیاسی ایران وجود دارد.