سیر تحول اسطورۀ فّر، در ادبیات کهن و نوشتههای دینی ایران باستان و بازتاب آن در نمادها و نشانهای، نقشبرجسته شاهنشاهان ساسانی تاقبستان
نویسندگان
1 دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز
2 دانشیار گروه باستانسنجی، پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری،تهران، ایران
3 استادیار گروه تاریخ، واحد شاهرود، دانشگاه آزاد اسلامی، شاهرود، ایران ( نویسنده مسئول)
doi
10.83078/ABHAR.PEB.2025.1123497چکیده
یکی از ویژگیهای مهم ایران در آغاز فرمانروایی ساسانیان اتحاد نزدیک میان دین و دولت برای حفظ یگانگی کشور بود تحکیم پایههای قدرت توسط دین و توسعه دین با کمک نیروی سیاسی و نظامی از ارکان تفکر بنیانگذاران ساسانی میباشد. در آن روزگار دین و رهبری مذهبی در بسیاری از جریانهای سیاسی و فرهنگی و حتی هنری دخالت عمده داشتند. هنرمندان ساسانی با الهام از دانش موبدان زرتشتی و کتاب اوستا که همواره دین و اسطوره در آن ترکیب یافته است در طراحی و نقشپردازی کتیبهها و نقشبرجستههای ساسانی سمبلهای اسطورهای را با تصاویر تاریخی درهم آمیختند و نهایت دقت را در نظرداشتند که ترکیب دین و اسطوره در شکل نماد و نشان در نقشبرجستهها تجلی یابد.این رابطه تنگاتنگ چه از لحاظ هنری و ظاهری و چه از دیدگاه فرهنگی و معنوی تعلق بزرگی به اسطورههای کهن ایرانی دارد. سوالی که در این پژوهش مطرح است این است که؛ ایزد مهر، ایزد وای و ایزد بهرام بخشایندگان فّر ایزدی چگونه در نمادها و نشانهای تاقبستان در بخشیدن فّر به شاهنشاه ساسانی تجسم یافتهاند؟ نمادهایی مانند هلال ماه، دو فرشته در اهتزاز، روبانهای مواج در باد،طرحها و سمبلهای نقش بسته بر لباس شاهنشاه و دو گیاه حجاری شده در پای تاق بزرگ تاقبستان چگونه با ایزد مهر و دیانت میترا و بخشش فّر ایزدی در ارتباطند؟