گسترش دامنه پراکنش سفال نوع گودین III در کرانه های شرقی دشت قروه
نویسندگان
1 بنیاد ایرانشناسی، شعبه استان کردستان، سنندج، ایران.
2 دانشگاه تهران
doi
https://doi.org/10.71794/peb.2024.118811چکیده
بهطور کلی، باستانشناسی پیش از تاریخ کردستان یا به عبارتی محل تلاقی حوضه دریاچه ارومیه و حوزه زاگرس مرکزی بهنسبت ناشناخته باقی مانده است. از جمله این دورههای پیش از تاریخ که بسیار مورد بیتوجهی محققان قرار گرفته دوره مفرغ و بهویژه دوران میانی و جدید آن است. با نگاهی به موقعیت جغرافیایی منطقه کردستان در غرب ایران متوجه میشویم که کردستان بین دو فرهنگ شاخص مطالعات دوران مفرغ غرب ایران یعنی فرهنگ موسوم به سفال نوع ارومیه و فرهنگ خابور در شمال و همچنین سفال نوع گودین III در جنوب واقع شده است. هسته اصلی پراکنش فرهنگ گودین III مربوط به زاگرس مرکزی و تا حدودی جنوب غرب زاگرس بوده و سبک ارومیه به همراه سفال خابور نیز مربوط به مناطق شمالغرب ایران و بهخصوص حوضه دریاچه ارومیه است. علیرغم شناسایی محوطههای زیادی در داخل هسته اصلی این حوزهها، تعداد محوطههای شناسایی شده خارج از آنها و بهویژه حوزه گودین III بسیار ناچیز و انگشتشمار است. سفالهای نوع گودین III بهدست آمده از بررسیهای اخیر تپه دینار وینسار در دشت قروه نشان میدهد که نمیتوان حوزه پراکنش این فرهنگها و بهخصوص فرهنگ گودین III را فقط به مناطق هستهای محدود کرد. بر اساس نویافتههای تپه دینار وینسار میتوان دامنه پراکنش این فرهنگ را فراتر از هسته اصلی آن، یعنی از مناطق مرکزی و جنوب غرب زاگرس تا مناطق شرقی کردستان گسترش داد. بنابراین، به نظر میرسد که مهمترین دلیل انگشتشمار بودن محوطههای دوره مفرغ میانی و جدید کردستان به روشهای بررسی باستانشناختی بر میگردد تا وجود نداشتن استقرارهای این دوره در منطقه.