عصر مفرغِ جدیدِ زاگرس مرکزی و میان پرده ظروف خابور

نویسندگان

1 گروه باستان‌شناسی، واحد ایلام، دانشگاه آزاد اسلامی، ایلام، ایران.

doi
https://doi.org/10.71794/PEB.2024.1195359
چکیده

ناحیه زاگرس مرکزی، پس از سپری کردن یک دوره پیشرفت تدریجی، در عصر مفرغ میانه به انسجام و پیوستگی فرهنگی قابل توجهی رسید، زندگی یکجانشینی گسترش محسوسی یافت، جمعیت آن به اوج خود رسید و در مناطق مختلف این ناحیه محوطه ‌ های مرکزی مانند گودین، گیریران و باباجان توسعه یافتند. با شروع عصر مفرغ جدید، تغییرات و ناپایداری ‌ های فرهنگی محسوسی سراسر زاگرس مرکزی را در بر گرفت و انسجام و پیوستگی فرهنگی پیشین دگرگون شد. با اینحال، تاکنون دامنه تغییرات مذکور تبیین نشده است و چارچوب آن روشن نشده و ماهیت آن مورد تحقیق قرار نگرفته است. هدف اصلی این پژوهش تبیین اوضاع فرهنگی عصر مفرغ جدید زاگرس مرکزی و تشریح مهم ‌ ترین تغییرات فرهنگی است که در این دوره در این ناحیه رخ داد. در این راستا، تلاش می ‌ شود تا ماهیت تغییر و تحولات فرهنگی مذکور به بوته تحقیق گذاشته شود. در این پژوهش با بهره ‌ گیری از نتایج فعالیت ‌ های میدانی جدید و همچنین مطالعات کتابخانه ‌ ای نتایج مطالعات میدانی قدیم و به شیوه توصیفی تحلیلی، اوضاع فرهنگی زاگرس مرکزی در دوره مورد نظر، مورد مطالعه، تجزیه‌وتحلیل و ارزیابی قرار می ‌ گیرد. یافته ‌ های باستان ‌ شناسی حاکی از این است که در عصر مفرغ جدید بسیاری از محوطه ‌ های شناخته شده قبلی در زاگرس مرکزی، متروکه شدند، زندگی یکجانشینی دچار افت کاملاً محسوسی شد. قبرستان ‌ های پراکنده در سراسر این ناحیه گسترش یافت. بعلاوه در این زمان، شاهد رواج مجموعه سفال ‌ های جدیدی هستیم که در عین این که تفاوت ‌ های مهمی با سنت سفال منقوش پیشین دارد، دارای قرابت ‌ های سبک ‌ شناسی نزدیکی با ظروف خابور متأخر است. به نظر می ‌ رسد که تغییر و تحولات مذکور متأثر از ظهور پادشاهی میتانی است. احتمالاً هم ‌ زمان با اوج ‌ گیری حکومت میتانی و توسعه زندگی دامداری در سرزمین‌های استپی آن امپراطوری، قسمتی از گروه ‌ های دامدار آن سرزمین، دامنه چراگاه ‌ گردی خود را تا مناطق زاگرس مرکزی گسترش دادند. البته می ‌ توان گفت که دامنه نفوذ گروه ‌ های دامدار مذکور خیلی گسترده نبود و احتمالاً دوام نیاورد. با اینحال، نفوذ آن‌ها، تأثیرات گسترده ‌ ای در زاگرس مرکزی از خود برجای گذاشت.