خانواده و جامعه‌پذیری دینی در سال‌های منتهی به انقلاب اسلامی؛ مطالعۀ موردی زنان دانشگاهی

نویسندگان

1 کارشناس ارشد جامعه‌شناسی از دانشگاه تهران

doi
10.22059/ijsp.2023.93225
چکیده

دین از نهادهای دیرپای حیات دسته‌جمعی انسان‌هاست. استمرار و انتقال آموزه‌های دینی از نسلی به نسل دیگر در گرو امکانات و سازوبرگ‌هایی است که به کار می‌گیرد. نقش خانواده به‌عنوان یکی از مهم‌ترین نهادهای اجتماعی، یکی از تعیین‌کننده‌ترین عناصر تقدیر فرهنگی جوامع بوده است. این مقاله درصدد بازخوانی تجربۀ دینداری زنان دانشگاهی در دهۀ منتهی انقلاب اسلامی، در متن مناسبات یکی از مهم‌ترین مجاری جامعه‌پذیری دینی، یعنی خانواده است. برای رسیدن به هدف مذکور، این پژوهش رویکردی پدیدارشناسانه را در دستورکار خود قرار داده است. داده‌ها از گفتگوهای نیمه‌ساختاریافته با 14 زن جمع‌آوری شده است که در سال‌های منتهی به انقلاب دانشگاهی بوده‌اند. بررسی‌های انجام‌شده نشان می‌دهد به‌رغم اختلاف‌های ظاهری از حیث التزامات دینی در میان خانواده‌ها، در کُنه تجارب متنوع دینداری یا عراض از دین، می‌توان تلاش خانوادۀ ایرانی برای صیانت از «درون‌ماندگاری» خویش را دید؛ تجارب دینی (یا مواضع غیردینی) و خانواده متقابلاً موقعیت و هنجارهای درونی یکدیگر را پشتیبانی می‌کرده‌اند.