مدلیابی معادلات ساختاری نگرانی از تصویر بدنی و آسیبهای روانشناختی با نقش میانجیگری خودانتقادی در بین دانشجویان
نویسندگان
1 کارشناس ارشد روانشناسی عمومی، گروه روانشناسی، دانشکده ادبیات، علوم انسانی و اجتماعی واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران. Email: Samin.Afshari79@yahoo.com
2 استادیار گروه روانشناسی، دانشکده علوم انسانی و هنر واحد زنجان، دانشگاه آزاد اسلامی، زنجان، ایران (نویسنده مسؤل).
doi
چکیده
چکیده با توجه به کمبود مطالعات در زمینه نقش میانجی خودانتقادی در رابطه بین نگرانی از تصویر بدنی و آسیبهای روانشناختی در جمعیت دانشجویان ایرانی، این پژوهش با هدف بررسی این رابطه و مدلیابی معادلات ساختاری آن انجام شد. این پژوهش به مدلیابی معادلات ساختاری نگرانی از تصویر بدنی و آسیبهای روانشناختی با نقش میانجیگری خودانتقادی در بین دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد زنجان پرداخت. هدف این مطالعه، بررسی تأثیر نگرانی از تصویر بدنی بر آسیبهای روانشناختی و نقش واسطهای خودانتقادی در این رابطه بود. روش تحقیق از نظر هدف، کاربردی؛ از نظر جمعآوری دادهها، توصیفی-همبستگی از نوع مدلیابی معادلات ساختاری؛ و از منظر ماهیت دادهها، کمی بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد زنجان در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ به تعداد ۱۲ هزار نفر بود. با استفاده از نمونهگیری خوشهای و تصادفی ساده، ۳۸۴ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه نگرانی از تصویر بدنی لیتلتون و همکاران (۲۰۰۵)، پرسشنامه علائم روانشناختی (SCL-25-R) روگاتیس (2000) و مقیاس خودانتقادی تامسون و زوروف (۲۰۰۰) بود. دادهها با استفاده از نرمافزارهای SPSS و PLS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج تحلیلهای آماری نشان داد که نگرانی از تصویر بدنی هم بهصورت مستقیم (β = 0.905, p < 0.001) و هم بهصورت غیرمستقیم از طریق خودانتقادی (β = 0.930, p < 0.001) بر آسیبهای روانشناختی تأثیر دارد. مدل نهایی توانست 82 درصد از واریانس آسیبهای روانشناختی را تبیین کند که نشاندهنده قدرت پیشبینی بسیار بالای متغیرهای پژوهش است. این نتایج بیانگر آن است که خودانتقادی مکانیزم روانشناختی مهمی در انتقال اثر نگرانی از تصویر بدنی به آسیبهای روانشناختی محسوب میشود. بنابراین، مداخلاتی مانند شفقتدرمانی که با هدف کاهش خودانتقادی و ارتقاء پذیرش خود طراحی میشوند، میتوانند در بهبود سلامت روان دانشجویان مؤثر واقع شوند. این یافتهها میتواند برای متخصصان سلامت روان و سیاستگذاران آموزشی در طراحی برنامههای پیشگیرانه و درمانی هدفمند کاربرد داشته باشد. با وجود ماهیت مقطعی مطالعه که بررسی روابط علّی را محدود میکند، پیشنهاد میشود در پژوهشهای آتی از طرحهای طولی و مداخلهای برای بررسی اثربخشی رویکردهای مبتنی بر کاهش خودانتقادی و تأیید روابط مشاهدهشده استفاده شود.