مینیمالیسم و دلالت‌های آن در برنامه درسی

نویسندگان

1 دانشیار گروه علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران.

2 دانشجوی دکتری برنامه ریزی درسی، دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه بیرجند، بیرجند، ایران.

doi
چکیده

مینیمالیسم یا ساده‌گرایی مفهومی چندوجهی است که بسته به زمینه‌، تعاریف و کاربردهای متنوعی دارد. هدف پژوهش، واکاوی دلالت‌های نظری مینیمالیسم در طراحی عناصر برنامۀ درسی آموزش عالی است. این مطالعه کیفی و مبتنی بر رویکرد جستار نظرورزانه بود؛ رویکردی که امکان تحلیل مفهومی و تلفیق خلاقانۀ مبانی نظری را با تبیین انتقادی فراهم می‌آورد. داده‌ها با استفاده از روش «بررسی مستندات» گردآوری شد و شامل منابعی در حوزه‌های فلسفه، زیبایی‌شناسی، روانشناسی و جامعه‌شناسی مرتبط با مینیمالیسم بود. سپس مفاهیم استخراج‌شده در پیوند با عناصر برنامۀ درسی بررسی شدند. نتایج نشان داد که از منظر مینیمالیستی، اهداف آموزشی باید به‌جای کلی‌گویی‌های متداول، گزینش‌شده، هدفمند و معنادار باشند. محتوای درسی نیازمند بازچینش و حذف اطلاعات زاید است، به‌گونه‌ای که پیوستار مفهومی یادگیری تقویت شود. روش‌های تدریس نیز باید با طراحی فعالیت‌هایی برای یادگیری مستقل، در عین اجتناب از بار شناختی اضافه، هماهنگ باشند. درنهایت، در بخش ارزشیابی، تمرکز باید از سنجش‌های صرفاً کمّی به ارزیابی‌های کیفی و معنادار همچون نمونه‌کار، خودسنجی و روایت یادگیرنده منتقل شود. مینیمالیسم می‌تواند به‌مثابه چارچوبی نظری و انتقادی، در بهبود کیفیت، افزایش معنا و تقویت وضوح در برنامه‌ریزی درسی مؤثر واقع شود. با این حال، اجرای مؤثر آن در بافت آموزش عالی ایران مستلزم مواجهه با چالش‌هایی همچون مقاومت نهادی، ساختارهای ارزشیابی سنتی و نگرش‌های کمّی‌محور است. این رویکرد می‌تواند به مقابله با گسترش بی‌رویه محتوا و روش‌های غیرضروری در آموزش کمک و فضای یادگیری را به محیطی معنادار و یادگیرنده - محور تبدیل کند.

کلیدواژه‌ها