فراسوی عینیت مکانیکی: چالشهای عینیت و راهکارهای نوین در پذیرش دانشجو
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشیار، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
3 استاد دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
چکیده
در دهههای اخیر، نظام پذیرش دانشجو در کشور ایران با نقدهای گستردهای مواجه شده است. اتکای صرف به آزمونهای استاندارد شامل آزمون سراسری و آزمونهای نهایی، که با منطق «عینیت مکانیکی» توجیه میشوند، موجب شده است تا عدالت آموزشی بیش از حد با استانداردسازی و یکسانسازی گره بخورد. در این مطالعه نشان داده شد که عینیت مکانیکی، هرچند با نیت حفظ بیطرفی و پایایی معرفتشناختی به کار گرفته میشود، به دلیل تبدیل نمره آزمون به شرط کافی پذیرش، به یک چالش جدی در رواسازی آزمونها تبدیل شده است. بهویژه نظریه کلاسیک آزمون که با عملیاتگرایی همریشه است، قادر به تمایز میان آزمونهای مناسب و نامناسب نیست، چراکه پایایی به عنوان اصلیترین مفهوم در این نظریه مستقل از روایی آزمون است. در پاسخ به این محدودیتها، در این مطالعه سه برهان اصلی مطرح شد. نخست، با تکیه بر دیدگاه «حقیقتِ طبیعت» نشان داده شد که مدلهای متغیر مکنون، همچون نظریه سؤالپاسخ، با اتکا بر کشف ذات پدیدهها میتوانند چارچوبی کارآمدتر برای آزمونسازی فراهم کنند و از محدودیتهای نظریه کلاسیک آزمون فراتر روند. دوم، با ارجاع به «قضاوت تمرینشده» استدلال شد که تخصص انسانی و مهارتهای تفسیری ارزیابان باید بخشی جداییناپذیر از فرایند پذیرش باشند، زیرا عوامل کیفی همچون انگیزه، زمینه اجتماعی و تواناییهای بالقوه دانشجو را نمیتوان صرفاً از طریق آزمونها و رویههای استاندارد بازنمایی کرد. سوم، با پذیرش دیدگاههای نوین فلسفه علم، عینیت بهعنوان یک مفهوم وابسته به اهداف و موقعیت بازتعریف شد؛ یعنی عدالت در پذیرش دانشجو فقط با کمّیسازی معیارها محقق نمیشود، بلکه مستلزم تعریف روشن اهداف اجتماعی و دانشگاهی و تلاش برای تحقق آنهاست. در بخش انتهایی، یک چارچوب ترکیبی پیشنهاد شده است که آزمونهای مبتنی بر نظریه متغیر مکنون را با فرایندهای متخصصمحور ادغام میکند. چنین مدلی، ضمن حفظ حداقلی از استانداردسازی، امکان ارزیابی کلنگر و عادلانهتر داوطلبان را فراهم میآورد. بدین ترتیب، نظام پذیرش دانشجو در کشور ایران میتواند از سلطه تکبعدی عینیت مکانیکی عبور و به سوی الگویی چندبعدی، معتبرتر و سازگارتر با نیازهای علمی و اجتماعی جامعه ایرانی حرکت کند.