حدیث مدّعیان و خیال همکاران (نگاهی به مناقشۀ حافظ و عضد صرّاف)

نویسندگان

1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران.

doi
10.22067/jls.2025.92729.1690
چکیده

تا پیش از یافته شدن نسخۀ یگانه‌شناخت دیوان عضد صرّاف، اشعار او ازجمله سندبادنامۀ منظومش در شمار سروده‌های عضد یزدی قلمداد می‌شد. هویّت مستقل او نیز ناشناخته باقی مانده بود. اکنون می‌دانیم که عضد صرّاف، شاعری متأخّر از عضد یزدی است. صرّاف معاصر حافظ بوده و سال‌ها در دربار آل مظفّر شغل دیوانی داشته است. در دیوان هر دو شاعر تعاریضی نسبت به یک‌دیگر دیده می‌شود که متضمّن اتّهام انتحال است. وجود مشابهات و اشتراکات چشم‌گیر در دیوان حافظ و عضد صرّاف بروز منافسه و مناقشه میان ایشان را اجتناب‌ناپذیر می‌نماید. به نظر می‌رسد که بارزترین مصداق تعبیر «مدّعی» در اشعار حافظ، عضد صرّاف باشد. شباهت میان عضد و حافظ به سروده‌های ایشان محدود نیست. هر دو در دستگاه مظفریان صاحب مسند بوده‌اند. تولد و وفات هر دو در زمانی نزدیک به یکدیگر روی داده است و به احتمال قوی مولد هر دو نیز یکی است. تأمّل در زندگی و شعر عضد صرّاف افزون بر آن که موجبات شناخت بیشتر یک شاعر فراموش‌شده را فراهم می‌آورد، اطلاعات ارزشمندی دربارۀ جایگاه حافظ در دستگاه مظفریان و نیز چالش‌های او با برخی شاعران هم‌عصرش، به دست می‌دهد. در این جستار با روش تحلیل محتوا و به شیوۀ توصیفی-تحلیلی برای نخستین بار ابعاد مناقشۀ عضد و حافظ را از تضاعیف سروده‌هایشان جستجو می‌کنیم.

کلیدواژه‌ها