چرا تأویل؟ بازسازیِ نظریه هرمنوتیکی شمس تبریزی از راه بررسی دیدگاه او درباره ضرورت تفسیرِ باطنی

نویسندگان

1 دانش آموختهٔ رشتهٔ زبان و ادبیات پارسی از دانشگاه تهران.

doi
10.22067/jls.2026.95936.1764
چکیده

یکی از مسائل و دل‌نگرانی‌های مهم هرمنوتیک مدرن این است که متن‌های کلاسیک چه نسبتی با ما دارند. مفسر چگونه امکان برقراری پیوند با آن را می‌یابد و چگونه باید راهی به متن بگشاید. برخی از سرانِ اصحاب تأویل در روزگار ما بر این باورند که مفسر با نهادنِ پرسش‌هایی در برابر متن با آن وارد گفتگو می‌شود و بدین ترتیب متن را استنطاق می‌کند. بر بنیاد این نگرش در این مقاله کوشش شده است تا پرسشی در برابر متن مقالاتِ شمس نهاده شود. این پرسش از این قرار است: چرا باید سخن را تأویل کرد؟ اگرچه سخنان شمس درباره تفسیر باطنی، سراسر، پراکنده است لیکن دست‌کم دو دلیل از سوی وی می‌توان برای این پرسش فراهم کرد. دلیل نخست عبارت است از وجود چشم‌اندازهای گوناگون در میان انسان‌ها و دلیل دوم عبارت است از رعایت مقام مخاطب. شمس این دو عامل را علتی می‌داند از برای اینکه برخی از سخنان را باید تأویل کرد. او در راستای زبان ویژه‌ای که دارد اصطلاحات جالب توجهی برای بیان مقصود خود به کار می‌برد که در این مقاله برخی از آن‌ها مورد بحث قرارگرفته است. هدف اصلی این مقاله عبارت است از بازسازیِ نظریه هرمنوتیکی شمس تبریزی؛البته اگر بتوان بر دیدگاه‌های او نام «نظریه» نهاد.

کلیدواژه‌ها