مطالعه دو رویکرد مدیریت اسلامی و رایج در هدفگذاری راهبردی سازمان با استفاده از نظریه نقاط مرجع راهبردی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، مجتمع دانشگاهی پدافندغیرعامل، دانشگاه صنعتی مالک اشتر، تهران، ایران
2 دانشیار دانشگاه عالی دفاع ملی، تهران، ایران،
doi
10.22034/smsj.2024.473880.2057چکیده
هدفگذاری راهبردی به عنوان یکی از ارکان اساسی مدیریت سازمانی، نقش حیاتی در هدایت سازمانها به سمت موفقیت ایفا میکند. این پژوهش به مطالعه تطبیقی دو رویکرد مدیریت اسلامی و رایج در هدفگذاری راهبردی میپردازد و به دنبال پاسخ به این سوال است که نقاط مرجع راهبردی از دیدگاه مدیریت اسلامی در چه حوزههایی تعریف میشود؟ و این امر از طریق مطالعه تطبیقی با رویکرد رایج مدیریت به چه صورت است؟ همچنین پژوهش میتواند در شناسایی نقاط قابل بهبود مطالعات مدیریت اسلامی نقشآفرینی داشته و به جهتدهی مطالعات آتی این حوزه کمک کند. این پژوهش از مدل نقاط مرجع راهبردی به عنوان نظریه تجمیع کننده ادبیات حوزه راهبرد استفاده نموده و برای احصاء بینش در خصوص ادبیات مدیریت اسلامی از روش مرور سیستماتیک اسستفاده کرده است. در نهایت نتایج یافت شده بر مدل نظریه نقاط مرجع منطبق شده و سعی در شناخت نقاط مرجع راهبردی از رویکرد مدیریت اسلامی و همچنین نقاط تشابه و افتراق آن با رویکرد رایج مدیریت راهبردی دنبال شدهاست. یافتههای این پژوهش بر لزوم تحقیق بیشتر بر ابعاد رقبا و ذینفعان از منظر اسلامی تاکید کرده و نشان میدهد که تمرکز اصلی مدیریت اسلامی تا کنون بر ابعاد ارزشها و ویژگیهای شخصی و شخصیتی مدیر بوده است. تطبیق دو رویکرد مدیریت اسلامی و راهبردی میتواند به مدیران و تصمیمسازان کمک کند تا با هدفگذاری کامل تر و همسوتر،کیفیت تصمیمات راهبردی و در نتیجه عملکرد سازمان را بهبود بخشند.