تحلیل سیاستهای آموزشی و پژوهشی کشورها با افقهای پیشروی آموزش عالی ایران
نویسندگان
1 استادیار، دانشکده حکمرانی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22034/smsj.2024.478703.2067چکیده
هدف این پژوهش، تحلیل مبانی راهبردی سیاستهای آموزشی و پژوهشی در کشورهای اسکاندیناوی است که افق امیدبخشی برای ارتقای حکمرانی آموزش عالی در بستر ملی مورد واکاوی قرار گرفته است. این مطالعه با رویکرد تفسیر و تاویلگرایی(تفسیر و تاویلگرایی) و مبتنی بر پنج پرسش اساسی پژوهش است. جامعه آماری با تأکید بر معیار فرهنگی شامل پنج کشور سوئد، دانمارک، فنلاند، نروژ و ایران میباشد. سیاستهای آموزشی- پژوهشی در چهار کشور مبتنی بر اجرای طرح بولونیا بر اساس بافتار آن جامعه بوده است. این بررسی پس از مطالعه مقالات این حوزه و نیز تفسیر آراء و اثرگذاری سیاستهای آموزشی و پژوهشی صورت پذیرفته است. بررسی مورد نظر در کشور ایران نیز در پاسخ به افقهای پیشروی آموزش عالی با توجه به نهادهای علم و فناوری و اسناد مرتبط بر اساس برداشت ضمنی از برنامه های منتخب به انجام رسیده است. نتایج بررسی در کشورهای منتخب نشان داد سه عامل جایگاه اجتماعی، مشروعیت، و وابستگی منابع اهمیت دارد. این عوامل یکدیگر را تقویت کرده و رابطهای تنگاتنگ میان آنها وجود دارد. جریان افکار در میان کشورهای اسکاندیناوی، تغییرات مشابه سایر نقاط اروپا را در سطح سیاستگذاری رقم زده است. در ایران بیشترین تأثیر در جهتگیری برنامهها وجود دارد. زیرا سیاستگذاری درون زمینه اتفاق میافتد. لذا ریشۀ سیاستهای آموزشی و پژوهشی کاملاً وابسته به زمینههای فرهنگی، سیاسی و اجتماعی است. ازاینرو، به منظور افقهای پیشروی آموزش عالی ایران، شبکهسازی فرهنگی، توسعه آگاهی عمومی، پویایی کنشگران و تقویت اجماع نخبگانی کشور پیشنهاد میگردد.