بازاندیشی در احراز رابطۀ سببیت با توجه به سوگیری‌های شناختی قضات

نویسندگان

1 دانشیار گروه حقوق خصوصی و اسلامی، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

2 کارشناس ارشد حقوق خصوصی، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22106/jlj.2025.2055376.6241
چکیده

بخش بزرگی از فرایند شــناختی و تفسیری انســان به صورت ناخودآگاه شکل می گیرد. در برخی مواقع که تصمیم گیری آگاهانه اســت نیز تفکر و نحوه تصمیم گیری فرد متأثر از فرایند ناخودآگاهی است که بر ذهن او سیطره دارد و در این مرحله است که سوگیری های شناختی رخ می دهد. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از یافته های مستقیم روانشناسی در حقوق، در پاســخ به چگونگی اثرگذاری ســوگیری های شناختی در قضاوت قاضی از حیث احراز رابطه ســببیت، درمی یابد که عدم قطعیت نظام حقوقی در مســأله رابطه ســببیت و ارجاع دکترین حقوقی به عرف برای تشخیص سبب، موجب شده که قاضی بــرای احراز عرف، از ابزارهایی چون نظریه کارشــناس اســتفاده کند و با فرض کردن خود به عنوان یکی از اعضای متوســط و عادی جامعه، درباره مسأله انتساب مسؤولیت تصمیم گیری نماید؛ امری که موجب بروز و تاثیر ســوگیری های شــناختی می شــود. اگرچه قضات بدون ســوگیری ها امکان انشای رأی نخواهند داشت و این امور همانند فرایند رؤیابینی، به شــکل ناخودآگاه رخ می دهد و قابل کنترل نیست، اما آگاهی به این سوگیری ها می تواند تا حدی به کنترل آثار سوء آن در تصمیمات قضایی بینجامد.

کلیدواژه‌ها