میانجی گری بهمثابه حل مسأله در دعوای طلاق
نویسندگان
1 دکترای مطالعات زنان دانشگاه تربیت مدرس
2 دانشیار گروه حقوق جزا و جرم شناسی دانشگاه تربیت مدرس
doi
10.22106/jlj.2026.2035806.5992چکیده
پژوهش های تجربی نشــان می دهد که رویکردهای قضایی سنتی در رسیدگی به دعوای طلاق، منجر به حل و فصل مطلوب اختلاف نمی شود؛ از این رو نظام های قضایی کشــورهای پیشرو به سمت رویکردهای حل مسأله و شیوه های جایگزین حل اختلاف، به ویــژه میانجی گری خانواده حرکت کرده اند. این پژوهــش با هدف تحلیل چگونگی به کارگیری رویکرد حل مسأله در دعوای طلاق، تجربیات کشورهای پیشرو در این حوزه را بررســی و با عملکرد نظام حقوقی ایران مقایســه می کند. روش پژوهش کیفی است و با اســتفاده از تحلیل محتوای اسناد قضایی شامل پرونده های طلاق، مصاحبه عمیق با کنش گران قضایی و زوجین متقاضی طلاق؛ و مشاهده نیمه مشارکتی جلسه های رسیدگی در دادگاه های خانواده، به گردآوری داده ها پرداخته اســت. یافته ها نشــان می دهد که در کشــورهای پیشــرو، میانجی گری خانواده در چارچوبی نهادینه شده و سازمان یافته اجرا می شــود و تضمین امنیت طرفین، داوطلبانه بودن فرایند، آموزش تخصصی میانجی گران و نظارت مؤثر بر اجرای توافقات، از اصول اساســی محسوب می شود. در ایران نیز لازم اســت رویکرد نظام قضایی از یک فرایند اداری و الزامی، به ســمت مدلی مشــارکتی، تخصصی و مبتنی بر حل واقعی مســائل زیربنایی خانــواده تغییر جهت دهد؛ امری که مســتلزم تدوین چارچوبی قانونی، آموزشی و نظارتی برای نهادینه سازی میانجی گری در دعوای طلاق است.