مشکلهی همبستگی در جامعهی چند قومی ایران: فراترکیب مطالعات موجود
نویسندگان
1 دانشیار جامعهشناسی دانشگاه کُردستان و پژوهشگر پژوهشکده کردستانشناسی
doi
10.22059/ijsp.2022.90393چکیده
پژوهش حاضر با لحاظ نمودن اهمیت همبستگی در مقام یک سازه نظری و سیاستی و پیوند آن با وفاق اجتماعی، مقبولیت و مشرعیت سیاسی، به مفهومسازی و فرمولهکردن مشکلهی همبستگی در بستر جامعه چندقومی ایران به میانجی فراترکیب مطالعات موجود پرداخته است. در پژوهش حاضر از روش فراترکیب بهره گرفته شده است. نمونه و جامعه آماری پژوهش، شامل مطالعات کیفی منتخبی است که در بازهی زمانی1372 تا 1398 از جوانب و دیدگاههای مختلف به بررسی مسألهی همبستگی و ابعاد آن در ایران پرداختهاند. پس از جستجو در پایگاههای مختلف، تعداد500 مقاله، کتاب و گزارش پژوهشی مرتبط شناسایی و در نهایت 54 منبع برای انجام روش فراترکیب انتخاب شد. برمبنای فراترکیب مطالعات، همبستگی در جامعهی چندقومی ایران وضعیت پروبلماتیکی پیدا کرده است. نتایج پژوهش موید آن است که مختصات همبستگی در جامعه ایران، برساخت زمینهها و شرایط ساختاری است. اصلیترین زمینهای که بایستی در آن مسئلهی همبستگی در ایران پیریزی شود، پذیرش واقعیتی به نام «پایایی و مانایی تنوع فرهنگی» است. بر مبنای فراترکیب مطالعات، مختصات همبستگی در جامعهی چندقومی ایران، معلولِ «قرابتهای بینفرهنگی»، «گسست و عدم شمولیت در سیاستهای قومی»، «ناپایداری و نامتوازن بودن توسعه»، «ناکارآمدی مدیریت سیاسی اقوام» و «اختلال در شناسایی» است. در این میان «جهانیشدن فرهنگی»، «الگوپذیری از نخبگان قومی»، «ژئوپولتیک مناطق قومی و مداخلات فراملی» و «امتداد قومی» بهعنوان شرایط مداخلهگر بهشمار میآیند. با وجود آنکه تنوع قومی و مذهبی بهمثابه دالّ مرکزی در قانون اساسی بهرسمیت شناخته شده است، با این وصف، کارگزاران سیاسی در برهههایی به راهبردهایی متوسل گشتهاند که رنج اجتماعی و برونگرایی را در اجتماعات قومی شکل داده است.