بازاندیشی خصوصی‌سازی صنعت نفت ایران؛ تحلیل کیفی خط‌مشی‌های واگذاری و حکمرانی تنظیم‌گر

نویسندگان

1 دانشکده حکمرانی، دانشکدگان مدیریت، دانشگاه تهران

2 دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.22054/spsa.2026.91745.1133
چکیده

خصوصی‌سازی به‌عنوان یکی از ابزارهای کلیدی اصلاح ساختار اقتصادی، با هدف افزایش کارایی، ارتقای رقابت‌پذیری و کاهش تصدی‌گری دولت، در ایران از طریق اجرای خط‌مشی‌های کلی اصل ۴۴ قانون اساسی به یکی از محورهای اصلی خط‌مشی‌گذاری اقتصادی تبدیل شد. بااین‌حال، تجربه خصوصی‌سازی در صنعت نفت با چالش‌های نهادی و حکمرانی قابل‌توجهی مواجه شده است. پژوهش حاضر با هدف تحلیل کارایی خط‌مشی‌های خصوصی‌سازی در صنعت نفت ایران، این فرایند را نه صرفاً به‌عنوان انتقال مالکیت، بلکه به‌مثابه پدیده‌ای نهادی و حکمرانی‌محور بررسی کرد. این مطالعه از نظر هدف کاربردی و از نظر روش گردآوری داده‌ها پیمایشی با رویکرد کیفی است. داده‌ها از طریق ۱۸ مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با خبرگان به‌عنوان روایتگران تجربه زیسته و مطالعه اسنادی تکمیلی گردآوری شد. تحلیل داده‌ها با روش تحلیل مضمون Braun و Clarke و نرم‌افزار MAXQDA نسخه ۲۰۲۲ انجام شد. چارچوب تحلیلی پژوهش بر تعامل سه سطح حکمرانی کلان، بخشی و بازار استوار است. نتایج به شناسایی چهار مضمون اصلی انجامید: غلبه منطق مالی کوتاه‌مدت بر اهداف توسعه‌ای خصوصی‌سازی، ضعف حکمرانی تنظیم‌گر و ناهماهنگی نهادی، عدم انتقال واقعی کنترل مدیریتی، و بازتولید انحصار در قالب جدید. یافته‌ها نشان داد که خصوصی‌سازی در صنعت نفت ایران عمدتاً به شکل «شبه‌خصوصی‌سازی» اجرا شد و به تحقق اهدافی نظیر افزایش بهره‌وری، رقابت‌پذیری و کاهش مداخلات دولت منجر نشد. در پایان، پیشنهادهای خط‌مشی‌ای عملیاتی در سطوح راهبردی، نهادی و اجرایی ارائه شد و بر ضرورت اصلاح چارچوب حکمرانی و تنظیم‌گری به‌عنوان پیش‌شرط موفقیت خصوصی‌سازی در صنعت نفت تأکید گردید.

کلیدواژه‌ها