تحلیل نگاره
نویسندگان
1 دانشآموخته دکتری تخصصی تاریخ تطبیقی و تحلیلی هنر اسلامی، گروه مطالعات عالی هنر، دانشکده هنرهای تجسمی، دانشکدگان هنرهای زیبا،
2 دانشیار گروه نقاشی و مجسمه سازی، دانشکده هنرهای تجسمی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، ایران
3 استاد تمام گروه مطالعات عالی هنر، دانشکده هنرهای تجسمی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، ایران
doi
10.22034/hgj.2026.575957.1060چکیده
نگارههای عرفانی مکتب هرات ملهم از منطقالطیر عطار نیشابوری که در دوره تیموری مصور شدهاند حاوی نکات نغز عرفانی فراوانی هستند. از طرفی برخی عرفای مکتب عرفانی خراسان بزرگ مانند عبدالرحمن سُلمی نیشابوری آموزههای مفیدی در حوزه عرفان عملی و طی کردن مراحل سلوک از خود به یادگار گذاشتهاند که رساله مهجور وی «جوامع آداب الصوفیه» از آن جمله است که در پژوهش حاضر مورد بررسی قرار گرفته و انطباق میان برخی آموزههای آن با نگاره «مفلسی که عاشق شاه مصر شد» از منطقالطیر محفوظ در موزه متروپولیتن مورد توجه بودهاست. لذا هدف این پژوهش را میتوان شناسایی ارتباط میان آموزههای سلمی با نحوه عملکرد شخصیتها و کلیّت داستان نگاره دانست. در این راستا سعی شده به سوال زیر پاسخ دادهشود: آموزههای سلمی نیشابوری در باب عرفان عملی در نگاره چگونه بروز داشتهاست؟ در مجموع مشخص شد که شخصیتهای با رفتار و کردار و گفتار مثبت تطبیق پذیری بسیار بالایی با آداب مطروحه از منظر سلمی داشته و حرکات و سکنات تنها شخصیت منفی داستان (مفلس) در تقابل کامل با آموزههای سلمی و حاکی از آن است که سلمی و عطار به عنوان تربیتیافتگان مکتب عرفانی خراسان بزرگ، علیرغم فاصله 200ساله به نکات واحدی اشارهکردهاند که با گذر زمان تغییرات چندانی به خود ندیده چراکه منابع معرفتی آنان نظیر قرآن کریم و سنت پیامبر اکرم ﴿ﷺ﴾ یکسان بودهاست. پژوهش حاضر به صورت کیفی و با رویکرد توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانهای (واقعی: کتب و مقالات و مجازی: تارنماهای مرتبط) نگاره مورد نظر را مورد واکاوی قرار دادهاست.