رابطه تاکتیکهای حل تعارض تجربه شده در خانوادهی اصلی و الگوهای ارتباطی زوجین: نقش میانجی نشخوار خشم
نویسندگان
1 گروه روانشناسی، دانشگاه خیام، مشهد، ایران
2 گروه روانشناسی ، دانشگاه خیام، مشهد، ایران
3 استادیار گروه روانشناسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه خیام، مشهد، ایران
doi
10.48308/jfr.2025.235252.1732چکیده
در چارچوب نظریه روابط موضوعی، فرد بر اساس روابطش با ابژههای اولیه خود، الگوی درونی میسازد که تفسیر او از روابط کنونیاش را هدایت میکند و به این صورت تضادهای با خانواده اصلی، در روابط صمیمانه آینده فرد تظاهر مییابند. مطالعه حاضر باهدف بررسی سازوکار این انتقال بین نسلی، به مطالعه نقش میانجی نشخوار خشم در رابطه بین تاکتیکهای حلتعارض والد-فرزند و الگوهای ارتباطی زوجین، پرداخته است. روش پژوهش توصیفی-همبستگی بود و نمونه پژوهش شامل 300 نفر (5/49درصد زنان) بود که به صورت در دسترس، از جامعه بزرگسالان متأهل انتخاب شدند. آزمودنیها پرسشنامههای تاکتیکهای حلتعارض والد-فرزند اشتراوس، الگوهای ارتباطی زوجین کریستنسن و سولاوای و نشخوارخشم سوخودولوسکی را پرکردند. تحلیل دادهها با استفاده از تحلیل مسیر تأیید کننده نقش میانجی نشخوارخشم در رابطه بین تاکتیکهای حلتعارض والد-فرزند و الگوهای ارتباطی زوجین بود. بین پرخاشگری والدین و میزان نشخوارخشم فرزندان و استفاده از الگوهای ارتباطی ناسازگارانه در ارتباط با شرکای عاطفیشان و همچنین بین میزان نشخوار خشم فرزندان و انتخاب این الگوهای ارتباطی ناسازگارانه رابطهای مثبت و معنیدار وجود داشت. براساس یافته های پژوهش، می توان استنتاج کرد که استفاده والدین از تاکتیکهای حلتعارض پرخاشگرانه با افزایش احتمال ایجاد نشخوارخشم در فرزندان، احتمال استفاده آنها از الگوهای ارتباطی ناسالم را افزایش میدهد.