الگوی طراحی توانمندسازهای گرایش به شناسه
نویسندگان
1 استادیار، دانشگاه شهید بهشتی
2 استادیار، دانشگاه شهید بهشتی
3 دانشیار دانشگاه شهید بهشتی
4 دانشجوی دکتری، دانشگاه سمنان
doi
چکیده
در سالهای اخیر بهمنظور کسب مزایای رقابتی موضوعات مربوط به شناسه و گرایش به شناسه توجه متخصصان و دستاندرکاران حوزة مدیریت و بخصوص بازاریابی را به خود جلب کرده است. در این پژوهش با هدف ارائة چارچوب ساختاری و نظری شناسایی و طراحی عوامل توانمندساز گرایش به شناسه براساس دیدگاه مبتنی بر منابع، مؤلفههای توانمندساز گرایش به شناسة هنرمندان و پیشهوران کارگاههای کوچک تولیدکنندة صنایع دستی شناسایی، انتخاب و مورد آزمون واقع شده و با بررسی چگونگی ارتباط و تأثیرات آنها با یکدیگر مدلی ارائه شده که در استان زنجان مورد بررسی و آزمون قرار گرفته است. جامعة آماری پژوهش، کلیة هنرمندان شاغل در کارگاههای فعال صنایع دستی در استان زنجان در بهار سال 1392 بودند که با روش نمونهگیری قضاوتی انتخاب گردیدند. نمونه شامل 197 هنرمند و پیشهور میباشد که با استفاده از فرمول کوکران از 400 کارگاه صنایع دستی انتخاب گردید. دادههای پژوهش با استفاده از پرسشنامه و اطلاعات ثانویه جمعآوری گردید و با استفاده از مدل معادلات ساختاری و تحلیل همبستگی و بهکارگیری نرمافزارهای SPSS وLESREL، فرضیههای پژوهش مورد آزمون قرار گرفت. پساز تحلیل عاملی، کلیة سازههای پیشنهادی تحقیق تأیید شد. لذا تنها دو فرضیة فرعی مورد تأیید قرار نگرفت. در سالهای اخیر بهمنظور کسب مزایای رقابتی موضوعات مربوط به شناسه و گرایش به شناسه[1] توجه متخصصان و دستاندرکاران حوزة مدیریت و بخصوص بازاریابی را به خود جلب کرده است. در این پژوهش با هدف ارائة چارچوب ساختاری و نظری شناسایی و طراحی عوامل توانمندساز گرایش به شناسه براساس دیدگاه مبتنی بر منابع[2]، مؤلفههای توانمندساز گرایش به شناسة هنرمندان و پیشهوران[3] کارگاههای کوچک تولیدکنندة صنایع دستی شناسایی، انتخاب و مورد آزمون واقع شده و با بررسی چگونگی ارتباط و تأثیرات آنها با یکدیگر مدلی ارائه شده که در استان زنجان مورد بررسی و آزمون قرار گرفته است. جامعة آماری پژوهش، کلیة هنرمندان شاغل در کارگاههای فعال صنایع دستی در استان زنجان در بهار سال 1392 بودند که با روش نمونهگیری قضاوتی انتخاب گردیدند. نمونه شامل 197 هنرمند و پیشهور میباشد که با استفاده از فرمول کوکران از 400 کارگاه صنایع دستی انتخاب گردید. دادههای پژوهش با استفاده از پرسشنامه و اطلاعات ثانویه جمعآوری گردید و با استفاده از مدل معادلات ساختاری و تحلیل همبستگی و بهکارگیری نرمافزارهای SPSS وLESREL، فرضیههای پژوهش مورد آزمون قرار گرفت. پساز تحلیل عاملی، کلیة سازههای پیشنهادی تحقیق تأیید شد. لذا تنها دو فرضیة فرعی مورد تأیید قرار نگرفت. 2. Brand orientation 3. Resource-Based View(RBV) 4. Craftspeople