مرور نظاممند مطالعات مربوط به پرسشهای پژوهش در جهان
نویسندگان
1 گروه علم اطلاعات و دانششناسی، دانشکده علوم اجتماعی و تربیتی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.
2 گروه علم اطلاعات و دانششناسی، دانشکده علوم اجتماعی و تربیتی، دانشگاه دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.
doi
10.22059/jlib.2026.408255.1807چکیده
هدف: هدف این پژوهش، ارائه تصویری نظاممند از مطالعات جهانی مرتبط با «پرسشهای پژوهش» و شناسایی محورهای اصلی، رویکردها و خلأهای موجود در این حوزه است. با وجود نقش بنیادین پرسشهای پژوهش در شکلدهی فرایندهای علمی، بررسیها نشان میدهد که این موضوع در پژوهشهای داخلی کمتر مورد توجه قرار گرفته و حتی در سطح بینالمللی نیز فاقد یک طبقهبندی جامع و منسجم است. این مطالعه میکوشد با رویکردی تحلیلی و انتقادی، ضمن گردآوری و دستهبندی پیشینههای موجود، روندهای غالب، نقاط ضعف و حوزههای کمتر کاوششده را مشخص کرده و زمینهای برای هدایت پژوهشهای آینده فراهم آورد. روششناسی: پژوهش حاضر با استفاده از روش مرور نظاممند انجام شده است. در مرحله نخست، بیش از ۲۰۰ منبع علمی شناسایی شد که پس از اعمال معیارهای ارتباط، کیفیت و اهمیت علمی، ۶۷ مطالعه کلیدی برای تحلیل نهایی انتخاب گردید. مطالعات منتخب ابتدا در سه طبقه اصلی و سپس در زیرشاخههای دقیقتر دستهبندی شدند. یافتهها: یافتهها نشان میدهد که مطالعات مربوط به پرسشهای پژوهش عمدتاً در سه محور متمرکز هستند: معیارهای ارزیابی و تدوین پرسشهای پژوهش، حوزههای موضوعی، و منابع کتابی علمی. در محور معیارهای ارزیابی، چارچوب FINER همچنان غالبترین الگو است، در حالی که چارچوبهای توسعهیافتهتری مانند FINERMAPS و RIN.AFE کمتر به کار گرفته شدهاند. در حوزه تدوین و صورتبندی پرسشهای پژوهش، اجماع نظری مشخصی وجود ندارد و رویکردها از مدلهای خطی تا فرایندهای پویا و تکرارشونده متغیرند. در حوزههای موضوعی، علوم پزشکی بیشترین سهم را دارد و توسعه چارچوبهای ساختاریافتهای مانند PICO(T) حاصل نیازهای پژوهشهای بالینی است. سایر حوزهها، از جمله هوش مصنوعی و علوم انسانی، رویکردهای متنوع، اما پراکندهای را دنبال کردهاند. بحث و نتیجهگیری: نتایج نشان میدهد که حوزه «پرسشهای پژوهش» در سطح جهانی در حال گسترش و تحول است، اما از نظر مفهومی و انتقادی همچنان با پراکندگی و فقدان چارچوبهای جامع مواجه است. تمرکز اصلی مطالعات بر تدوین و صورتبندی پرسشهای پژوهش است، در حالی که معیارهای ارزیابی کمتر دچار تحول شدهاند. این پژوهش با ترسیم نقشهای منسجم از وضعیت موجود، بر ضرورت توجه بیشتر علوم انسانی و اجتماعی به ابعاد نظری پرسشهای پژوهش تأکید میکند و نشان میدهد که ارتقای کیفیت پرسشها، نقشی اساسی در بهبود آموزش روش پژوهش و تولید دانش علمی ایفا میکند.