بازشناسی موانع رهبری زنان در آموزش عالی: رویکردی جامع
نویسندگان
1 استادیار گروه معارف اسلامی و علوم تربیتی، دانشگاه امام صادق (ع)، پردیس خواهران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jwdp.2026.411914.1008612چکیده
هدف پژوهش حاضر بازشناسی و تبیین جامع موانع ارتقا و رهبری زنان در آموزش عالی است. به این منظور از روش فراترکیب با رویکرد یکپارچهکننده استفاده شد تا یافتههای پژوهشهای تجمیع، مقایسه و در قالب مدلی منسجم بازتولید شوند. فرایند پژوهش مطابق الگوی هفتمرحلهای سندلوسکی و باروس (2007) اجرا شد. در گام نخست، پرسش اصلی با محوریت «شناخت موانع مشارکت و ارتقای زنان در سمتهای مدیریتی آموزش عالی» تدوین شد. سپس در گام مرور نظاممند پیشینه، مطالعات انجامشده از سال 2000 تاکنون با کلیدواژههای مرتبط جستجو شدند. از میان 185 منبع شناساییشده، پس از ارزیابی عنوان، چکیده و محتوای علمی، 95 مطالعۀ واجد شرایط وارد فرایند تحلیل شدند. در مراحل استخراج اطلاعات و ترکیب یافتهها، کدهای اولیه از دل مطالعات انتخاب و در فرایند مقایسه، تلفیق و ادغام، در قالب مقولههای مفهومی و الگوی نهایی طبقهبندی شد. براساس تحلیل فراترکیب، مجموعه موانع رهبری و ارتقای زنان در آموزش عالی در هفت دسته اصلی شناسایی شدند: موانع ساختاری، موانع سازمانی، موانع فرهنگی-اجتماعی، موانع خانوادگی، موانع قانونی-سیاستی، موانع روانشناختی-فردی و محدودیتهای سرمایۀ اجتماعی و حرفهای. همچنین مؤلفۀ «سقف شیشهای» بهعنوان مانعی تلفیقی و میانسطحی که از همافزایی همۀ دستهها ناشی میشود، بهصورت مجزا تبیین شد. یافتهها نشان داد این موانع ماهیتی چندبعدی و تعاملی دارند و یکدیگر را تقویت میکنند و بهدلیل پیوند ساختاری و فرهنگی، مسیر دسترسی زنان به نقشهای مدیریتی را بهطور نظاممند محدود میسازند.