مواجهه با دانش جنسیتی در رشتۀ مطالعات زنان در ایران از منظر دانشجویان زن افغانستانی
نویسندگان
1 دانشیار، گروه مطالعات علوم اجتماعی و جمعیت، پژوهشکدۀ زنان، دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ایران
2 دکتری مطالعات زنان، گروه زن و خانواده، دانشکدۀ علوم اجتماعی، دانشگاه ادیان و مذاهب، قم، ایران.
3 استادیار گروه علوم اجتماعی، دانشکدۀ علوم اجتماعی و اقتصادی، دانشگاه الزهرا (س)، تهران، ایران
doi
10.22059/jwdp.2026.410214.1008599چکیده
رشتۀ مطالعات زنان که از تأسیس آن در غرب بیش از نیم قرن میگذرد، فهم جنسیتی متقاطعی از قوم، نژاد، طبقه و امر جنسی با تفسیر بافتمحور از زنانگی و مردانگی ارائه میدهد. در ایران نیز بیش از دو دهه از تأسیس این رشته میگذرد که افزون بر دانشجویان ایرانی، دانشجویان زن افغانستانی نیز در آن تحصیل میکنند. با توجه به بافت فرهنگی مردسالارانۀ افغانستان و مواجهۀ این زنان با مفاهیم جنسیتی در محیط دانشگاهی ایران، هدف این تحقیق فهم تجربۀ زیستۀ آنان در مواجهه با دانش جنسیتی است. روش این تحقیق پدیدارشناسی تفسیری است و مشارکتکنندگان 14 زن دانشجوی افغانستانی در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری مطالعات زنان بودند که از طریق نمونهگیری هدفمند انتخاب شدند. دادهها از طریق مصاحبۀ نیمهساختاریافته جمعآوری و براساس رویکرد ونمانن تحلیل شدند. یافتهها نشان داد تحصیل در رشتۀ مطالعات زنان برای زنان افغانستانی با «بصیرتیابی جنسیتی»، «همدلاندیشی جنسیتی»، «مثبتاندیشی جنسیتی» و «برچسبخوردگی جنسیتی» همراه بوده است. این دانشجویان از یک سو با کسب دانش جنسیتی و آگاهشدگی جنسیتی در رابطه با تبعیضهای درهمتنیده، به درک بهتر از ارتباط با خود و روابط اجتماعی و درنهایت به ارادۀ کنشگری در حوزۀ جنسیتی رسیدهاند. از سوی دیگر، در این فرایند با فشارها و قضاوتهایی در قالب برچسبهای زیادهخواه و ضدخانوادهبودن از سوی دیگران مواجه شدهاند.