تحلیل و نقد آراء حکیم سبزواری در مسألۀ استجابت دعاهای حاجتخواهانه
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم پایه، دانشکدۀ فنّی مهندسی گلپایگان، دانشگاه صنعتی اصفهان، اصفهان، ایران Basic Sciences, Isfahan University of Technology, Golpayegan College
doi
10.22084/dua.2025.30986.1165چکیده
قرآن، عدم استجابت دعای مشرکین را دلیل بر بطلان شرک و گمراهی داعیان و استجابت دعاهای واقعی و خالصانه را دلیل وجود خدا و یگانگی او میداند. برآوردهنشدن برخی از حوائج خداباوران این ادعا را به چالش میکشد. در پاسخ به این مسئله، حکیم سبزواری مانند برخی از حکمای پیش از خود، مستجابنشدن برخی از دعاهای حاجتخواهانه را ناشی از تمامنبودن استعداد داعی یا مطلوب او، مصادمت با نظام کل یا نظامات جرئی دیگر، مخالفت زبان حال با زبان قال و مصلحتنبودن تحقق خواسته داعی میداند. وی استجابت دعوات را به قوّت نفس داعی نسبت میدهد. این مقاله، با رویکردی دروندینی جامعیت این نظریه را نقض میکند و از منظر برون دینی با تحلیل منطقی مبانی نظریة مذکور، ناکارآمدی آن را نشان میدهد.شواهد دروندینی گواه آن است که این نظریه نه میتواند تحقق برخی درخواستهایی را که امکان استعدادی وقوع آنها وجود ندارد، تبیین نماید و نه میتواند برآوردهنشدن برخی ادعیه پیامبران را که بر اساس نظریة مذکور در اوج توانایی نظری و عملی بودهاند، توجیه کند. تحلیل و ارزیابی منطقی مبانی نظریة مذکور نیز نشان میدهد: برخی از مفاهیم انتزاعی بهکار رفته در این نظریه و قواعد پیشفرض آن از قبیل: «استعداد»، «استدعای نظام کل یا نظامات جرئی دیگر»، «زبان حال» و قاعدة «کلُّ حادثٍ مسبوقٌ بقوةٍ و مادةٍ تحملها»، مبهم یا محل تأمل و تردید است. افزون بر اینکه پاسخهای کلی و فلسفی نمیتواند تبیین مناسبی برای مستجابنشدن ادعیة خاص باشد.