بررسی امکان بهرهگیری از بیورزونانس در سنجش آلودگی به هلیکوباکترپیلوری در موش نژاد C57BL/6 در مقایسه با روش هیستوپاتولوژیک
نویسندگان
1 گروه علوم بالینی، واحد علوم و تحقیقات تهران، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
2 گروه پاتوبیولوژی، واحد علوم و تحقیقات تهران، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
3 گروه پاتوبیولوژی، واحد علوم و تحقیقات تهران، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.
doi
10.22092/vj.2022.360153.2015چکیده
عفونت هلیکوباکتر پیلوری شایعترین بیماری معده در سراسر دنیا است. روشهای تشخیصی تهاجمی و غیرتهاجمی مختلفی جهت تشخیص این باکتری مورد استفاده قرار میگیرد که با محدودیتهایی همراه هستند. پژوهش حاضر به منظور ارزیابی کارایی روش بیورزونانس در مقایسه با روش تشخیصی آسیبشناسی بافتی، در تشخیص هلیکوباکتر پیلوری در نمونه موشهای آلوده تجربی انجام شد. 100 سر موش نر SPF نژاد C57BL/6 وارد مطالعه شده و به دو گروه شاهد و تیمار تقسیم شدند. موشهای گروه تیمار پس از دریافت 0.2 میلیلیتر NaHCO3 2 % مولار (مرک، آلمان) برای خنثی کردن اسیدیته معده، با 109 واحد پرگنه مخلوط هلیکوباکتر پیلوری (ATCC 43504) با PBS به صورت داخل معدی تلقیح شدند. موشها تا 28 روز نگهداری شدند و در روزهای 0، 7، 14، 21 و 28 با استفاده از هر دو روش مورد بررسی قرار گرفتند. بیورزونانس توانست هلیکوباکتر پیلوری را در روز صفر با حساسیت 60% در موشها تشخیص دهد. در روز هفتم، آسیبشناسی بافت در 20 درصد موشها، هلیکوباکتر پیلوری را تشخیص داد. بیورزونانس تمامی موشهای آلوده را از روز 7 تا 28 (100٪) شناسایی کرده و آسیبشناسی بافت همه موشهای آلوده را فقط در روز 28 شناسایی کرد. تفاوتهای آماری معنیداری بین دو روش تشخیصی در روزهای 0، 7، 14 و 21 آزمایش مشاهده شد.(05/0>P) مشخص شد که روش بیورزونانس نسبت به روش تشخیصی آسیبشناسی، دارای حساسیت و ویژگی بالاتری بوده و ممکن است مولفههای معیار طلایی را در آزمونهای غربالگری و تشخیص هلیکوباکتر پیلوری ارائه دهد.