مدل یابی ساختاری طرحواره های ناسازگار اولیه و کارکردهای اجرایی بیماران مبتلا به اختلال ام اس با تأکید بر نقش واسطه ای احساس تنهایی
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی ، دانشگاه علامه طباطبایی ،تهران،ایران
2 دانشجوی دکترای تخصصی روانشناسی بالینی، دانشگاه علامه طباطبایی ،تهران،ایران
3 استادیار روانشناسی،دانشگاه آزاد اسلامی، یاسوج، ایران
4 مربی روانشناسی،دانشگاه پیام نور،ایران
doi
چکیده
مقدمه: بیماری ام اس یکی از شایعترین بیماریهای مزمن سیستم عصبی مرکزی در بزرگسالان جوان است و مانند هر بیماری مزمن دیگر، جنبههای مختلف زندگی فرد را تحت تأثیر قرار میدهد.روش:پژوهش حاضر از نوع مطالعات همبستگی است و از روش تحلیل مسیر برای بررسی ارتباط ساختاری بین متغیرها استفاده شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی بیماران عضو انجمن ام اس شهر اهواز در سال 1396 بود که از این میان با توجه به معیارهای ورود به پژوهش و بر اساس حجم نمونه به دست آمده از فرمول کوکران، تعداد 260 نفر انتخاب شدند و به ابزار فرم کوتاه پرسشنامه طرحواره یانگ (یانگ و براون، 2003) ، پرسشنامه احساس تنهایی کالیفرنیا (راسل، پپلا و فرگوسن،1978) و پرسشنامه کارکردهای اجرایی (نجاتی،2013) پاسخ دادند. نهایتاً تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزارهای AMOS و SPSS انجام گرفت. یافته ها: نتایج حاکی از برازندگی مناسب مدل بود که در آن طرحوارههای ناسازگار اولیه به صورت مستقیم کارکردهای اجرایی را پیشبینی نمود (05/0 Pنتیجه گیری:بر اساس نتایج پژوهش حاضر طرحوارههای ناسازگار اولیه و احساس تنهایی عامل مهمی در تضعیف کارکردهای اجرایی بیماران مبتلا به اختلال ام اس هستند. از این رو در برنامههای توانبخشی این بیماران توجه به طرحوارههای ناسازگار اولیه و احساس تنهایی آنها ضروری است.