گفتمان فقر شهری در ایران: تحلیل گفتمان تحولات سیاست‌های دولتی و بازنمایی‌های ایدئولوژیک بین دولت‌های سوم تا سیزدهم

نویسندگان

1 دانشگاه مازندران

2 دانشگاه مازندران

3 دانشگاه مازندران

doi
10.22054/urdp.2025.83910.1688
چکیده

فقرشهری در ایران همواره پدیده‌ای چندوجهی و متأثر از بافت‌های سیاسی، ایدئولوژیک و اقتصادی بوده است. این پژوهش با تکیه بر نظریه‌های تحلیل گفتمان انتقادی با الهام از نظریات لاکلاو و موفه ، به مطالعه گفتمان‌های دولتی پیرامون فقرشهری در جمهوری اسلامی از دولت سوم تا سیزدهم می-پردازد. این مطالعه همچنین به بررسی عوامل درونی و بیرونی تأثیرگذار بر موفقیت یا ناکامی‌ گفتمان‌های فقرزدایی می‌پردازد و نشان می‌دهد چگونه تکنیک‌های گفتمانی و چارچوب‌های نظری خاص هر دوره، در تصمیم‌گیری‌ها و توزیع منابع اقتصادی تأثیرگذار بوده است. به‌منظور گردآوری داده‌ها، اسناد رسمی دولتی، بیانات سیاست‌گذاران مورد بررسی قرار گرفت. یافته‌ها حاکی از آن است که در دوره‌های مختلف، تفسیرها و پیامدهای سیاسی-اجتماعی متفاوتی از مفهوم فقر شکل گرفته است؛ چنان‌که در برخی دوره‌ها، تأکید بر دفاع و فشارهای اقتصادی ناشی از جنگ، امکان اجرای گسترده‌ سیاست‌های رفاهی را محدود ساخت و در دوره‌های دیگر، رویکردهای عدالت توزیعی و حمایت‌های اجتماعی برجسته شدند. در مجموع، نتایج نشان می‌دهد گفتمان فقر نقشی کلیدی در ساختاردهی به سیاست‌های عمومی داشته، و طرز تلقی دولت از ریشه‌ها و راهکارهای فقر را به‌طور مستقیم تحت تأثیر قرار داده است.