اختلاف ذهنی به عنوان عامل مهم در مشکلات خانوادگی: مطالعه‌ای در چارچوب جامعه‌شناسی معرفت

نویسندگان

1 استاد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران

2 کارشناس ارشد جامعه‌شناسی دانشگاه تهران

doi
10.22059/ijsp.2022.90413
چکیده

هدف اصلی این پژوهش بررسی "اختلافات ذهنی به عنوان عاملی موثر بر مشکلات خانوادگی و طلاق" است. به عنوان اهداف فرعی،  بررسی انضمامی این مساله در قالب مطالعاتی بود که به صورت مجزا، هر کدام جنبه­ای از اختلافات ذهنی را به صورت تجربی و هدف محور در خانواده‌های ایرانی مورد بررسی قرار دادند. برای این منظور، به کمک نظریه­ی همسان­همسری ـ با اعمال دو تغییر عمده ـ به عنوان مبنای نظری، و با استفاده از تلفیقی از روشهای کیفی (با ابزار مصاحبه) و کمی (با ابزار پرسشنامه) به تبیین بخشی از وضعیت پیچیده­ی مذکور پرداخته شد. تقریبا همه­ی این مطالعات نشان دادند که درصد زیادی از اختلافات مستمر و نیز طلاق‌های صورت گرفته در اثر این اختلافات در خانواده‌های مختلف و مرتبط با قشرها و صنف‌های متفاوت، مبتنی بر اختلافات ذهنی و برداشت‌های متفاوت طرفین از امور مشترک فی مابین بوده است. در نهایت، تئوری همسان­همسری نشان داد که همسانی زوجین بخصوص در فکر و اندیشه، علاوه بر اهمیت فراوان در ابتدای ازدواج، در تداوم ازدواج نیز اثر ویژه­ای دارد و زمانی که به هر علتی این همسانی تبدیل به ناهمسانی غیرقابل تحمل گردد، زندگی مشترک دچار اختلال شده و در نهایت به پدیده طلاق ختم میشود.